نویسنده دیگر کتب عهد عتیق کیست؟

کتب دیگر عهد عتیق وضعیتی بهتر از تورات ندارند. در اکثر این کتابها، ، ادلّه ای محکم بر اثبات این کتابها وجود ندارد . مثلاً در استناد کتابهای یوشع، عزرا، اشعیا، ارمیا، زکریا، داود، سلیمان، حزقیال و دانیال به این افراد، هیچ سندی در دست نیست و این استناد، در حد گمان و ظنّ است. خود کشیشان مسیحی هم نتوانسته اند دلیلی قانع کننده برای این مسئله بیابند. ما در این مجال، با مؤلّفین چند کتاب از کتابهای عهد عتیق بیشتر آشنا می شویم:

صحيفه يوشع
یوشع علیه السلام پیامبری است که بعد از حضرت موسی علیه السلام به نبوت رسید و فرماندهی بنی اسرائیل را به عهده گرفت. اولین کتاب بعد از اسفار پنجگانه به وی منسوب است. ارباب کلیسا، با قاطعیّت این کتاب را نوشتۀ یوشع می دانند. اسپینوزا در ادامۀ تحقیقاتش، در مورد صحیفه یوشع می نویسد که نویسندۀ این کتاب نمی تواند خود یوشع باشد؛ زيرا بايد شخص ديگرى غير از يوشع دربارۀ او شهادت بدهد .
به علاوه، در صحیفه یوشع، به داستان مرگ نویسندۀ کتاب و مکان دفن او اشاره شده است. عباراتی که به هیچ وجه نمی تواند توسط خود یوشع نوشته شده باشند:
«بعد از این امور واقع شد که یوشع بن نون، بندۀ خداوند، چون صد و ده ساله بود، مرد. و او را در حدود ملک خودش در تمنه سارح که در کوهستان افرایم به طرف شمال کوه جاعش است، دفن کردند.»
حتی حوادثى را كه بعد از مرگ يوشع اتفاق می افتد، را ذکر می کند. مثلاً نقل می کند که مشایخ بنی اسرائیل بعد از یوشع به کارهای وی ادامه دادند و خداوند را عبادت کردند.
همچنین در این کتاب، داستان بندگی کنعانیان و پرداخت جزیۀ آنان نیز نقل می شود؛ ماجرایی که دهها سال پس از یوشع اتفاق افتاد:
«كنعانيان را، كه در جازر ساكن بودند بيرون نكردند، پس كنعانيان تا امروز در ميان افرايم ساكنند و براى جزيه بندگان شدند.»
در حالی که داستان بندگی کنعانیان و جزیه دادنشان در عهد داوران، یعنی۲۰۰ سال پس از یوشع واقع شده و در سفر داوران چگونگی آن بیان شده است.

کتاب داوران
کتاب داوران، به سرگذشت بنی اسرائیل بعد از یوشع اشاره دارد و داستان حدود دو قرن آوارگی بنی اسرائیل را ثبت کرده است که خداوند در این دو قرن دوازده داور بر بنی اسرائیل مبعوث می کند.
اسپینوزا می گوید که هیچ کسی نمی¬تواند بپذیرد كه خود داوران آن را نوشته باشند؛ زيرا نتيجۀ كل داستان در باب دوم، به وضوح نشان می دهد كه مورّخ واحدى اين كتاب را نوشته است.

به علاوه، از آن جهت كه نويسنده مكرراً اظهار می دارد كه در زمان او هيچ پادشاهى در اسرائيل نبوده است، آشكار می شود كه اين كتاب بعد از تأسيس حكومت پادشاهى نوشته شده است. برخی این کتاب را نوشتۀ سموئیل نبی می دانند؛ ولی هیچ سندی برای این ادعا وجود ندارد.

کتاب اول و دوم سموئیل
سموئیل که آخرین داور از میان ۱۲ داور بود، به درخواست بنی اسرائیل، شاؤل را به سلطنت تمام دوازده سبط منسوب می¬کند و وی با جالوت، فرمانده فلسطینی می جنگد و «داود» یکی از سپاهیان شاؤل، جالوت را می کشد و بعد از وی، داود به سلطنت می رسد که مبسوط این تاریخ در این دو کتاب ذکر شده است. اصحاب کلیسا نویسندۀ این دو کتاب را سموئیل نبی می دانند. در حالی که داستان مرگ سموئیل در این کتاب ذکر شده است:
«سموئیل وفات نمود و تمامی بنی اسرائیل جمع شده و از برایش نوحه گری نمودند.»
داستان مرگ سموئیل در اواسط كتاب اول سموئيل آمده و نویسنده همچنان به نقل تاریخ تا سالیانی بعد از مرگ وی ادامه می دهد.بنابراین نویسندۀ ادامه آن نمی تواند خود سموئیل باشد. به علاوه، در این کتاب همواره از خود سموئیل با ضمیر غایب نام برده شده است. مثلاً:
«و اما سموئیل به حضور خداوند خدمت می¬کرد و او پسر کوچک بود و بر کمرش انبود کتان می بست.»
«پس فلسطینیان مغلوب شدند و دیگر به حدود اسرائیل داخل نشدند و دست خداوند در تمامی روزهای سموئیل به فلسطینیان سخت بود.»

کتاب اول و دوم پادشاهان
كتب پادشاهان، به خاطر دلايل اخذ شده از متن اين كتابها، اقتباسى از كتب پادشاهى سليمان است. مثلاً در این کتاب آمده است:
«و بقيه وقايعَ يُربعام كه چگونه جنگ كرد و چگونه سلطنت نمود، اينك در كتاب تواريخ ايام پادشاهان اسرائيل مكتوب است» ،
«و بقيه وقايع رَحُبعام و هر چه كرد، آيا در كتاب تواريخ ايام پادشاهان يهودا مكتوب نيست؟»
نتيجه آنكه، تمام كتابهايى كه تا اينجا مورد بررسى قرار داديم، چيزى نيست جز گردآوریهایى كه از حوادث گذشته گزارش می دهد.

کتاب نحمیا
در بارۀ کتاب نحمیا هم استناد محکمی در دست نیست. در این کتاب از داریوش پارسی سخن به میان می آید که صد و بیست سال پس از نحمیا پادشاهی می کرده است:
«و رؤسای آبای لاویان، در ایام اَلِیاشیب و یَهُویاداع و یوحانان و ید‌ُّوع ثبت شدند و کاهنان نیز در سلطنت داریوش فارسی.» .  

کتاب امثال سلیمان
در این کتاب، بخشهایی از گفته های دیگران راه یافته است. مثلاً: مَثَل ۳۰ از سخنان سلیمان نیست؛ بلکه سخنان آکور پسر یاقه است:
«کلمات و پیغام آکور بن یاقه. وقتی آن مرد به ایتئیل یعنی ایتئیل و اُکال.»  
و مَثَل ۳۱ نیز سخنان یک زن می باشد:
«کلام سموئیل پادشاه پیغامی که مادرش به او تعلیم داد.»
کتابهای دیگر مانند: یونس، دانیال، هوشع، ایوب و.. از این قاعده مستثنا نیستند و در همۀ آنها مؤلّف کتاب با ضمیر غایب نام برده شده است همچنین نمی توان نسبت به مؤلّف آنها به طور قطع نظر داد. در خود این کتابها هم هیچ سند محکمی برای استناد این کتابها به انبیای الهی وجود ندارد. کشیشان هم سند محكمي براي استناد اين كتابها به پیامبران نام برده شده ارائه نمي  دهند. و به طور مثال هميشه از كتاب ايوب به نام منسوب به ايوب نام برده ميشود

مفقود شدن کتاب مقدس
شايد كسى سؤال كند كه آيا موسى قوانين الهی ای را كه براى نخستين بار به او وحى می شد، ننوشت؟و يا انبيا الهي از خود هيچ اثري به جاي نگذاشته بودند
در جواب مى گويیم که: اگر چه فرض اينكه موسی علیه السلام در زمان ابلاغ احكام به مردم، آنها را می نوشته است معقول به نظر می رسد، اما دليلى براى اثبات آن نداريم و نبايد وقوع هر آنچه را كه امكان عقلى دارد پذيرفت. عقل نیز ما را در اين مورد مجبور به پذيرش چنين نتيجه اى نمی كند؛ چرا كه ممكن است جمعى از بزرگان، فرمانهاى موسی علیه السلام را می نوشتند و به مردم ابلاغ می كردند، و مورخی آنها را جمع آورى كرده و به تناسب در سيره موسی علیه السلام اضافاتی درج كرده است.
ولي احتمال دوم و قويتري كه به نظر ميرسد اين است كه انبيا الهي مانند حضرت موسي از خود كتابي به يادگار گذاشته ولي اين كتاب ها به مرور زمان و اسارت و جنگهاي بني اسرائيل از ميان رفته و متن اصلي كتب نابود شده است و خود كتاب مقدس هم احتمال دوم را تائيد ميكند

پی نوشتها

۱-  «از هر چه موسى امر فرموده بود، حرفى نبود كه يوشع به حضور تمام جماعت اسرائيل با زنان و اطفال و غريبانى كه در ميان ايشان می رفتند نخواند.»(یوشع، ۸: ۳۵)
۲- صحیفه یوشع، ۲۴: ۲۹ و ۳۰.
۳- «و اسرائيل در همۀ ايام يوشع و همۀ روزهاى مشايخى كه بعد از يوشع زنده ماندند و تمام عملى كه خداوند براى اسرائيل كرده بود دانستند، خداوند را عبادت نمودند.»(صحيفه يوشع، ۳۱:۲۴).
۴- «و چون اسرائيل قوى شدند، بر كنعانيان جزيه نهادند؛ ليكن ايشان را تماماً بيرون نكردند. و افرايم كنعانيانی را كه در جازر ساكن بودند بيرون نكرد، پس كنعانيان در ميان ايشان در جازر ساكن ماندند. و زيولون ساكنان فطرون و ساكنان نهلول را بيرون نكرد، پس كنعانيان در ميان ايشان ساكن ماندند و جزيه بر آنها گذارده شد.»(کتاب داوران، ۱: ۲۸ – ۳۰).
۵- اول سموئیل، ۲۵: ۱.
۶- سموئیل، ۲: ۱۸.
۷- سموئیل، ۷: ۱۳.
۸- اول پادشاهان، ۱۴: ۱۹.
۹- اول پادشاهان، ۱۴: ۲۹.
۱۰- نحمیا، ۱۲: ۲۲
۱۱- امثال، ۳۰: ۱.
۱۲- امثال، ۳۱: ۱.
۱۳- جالب است بدانیم كه قديمي ترين نسخه هاي موجود تورات و انجیل، مربوط به چند قرن بعد از نوشته شدن آنها توسط كاتبين ادعايي اهل كتاب مي باشد. معلوم نيست که در اين چند قرن آيا همان متن اصلي باز نويسي شده است و يا به عقيدۀ برخی از محققين، تورات اصلي كاملاً از بين رفته است و بعداً، کاهنان سنت¬هاي شفاهي خود را به عنوان كتاب مقدس به مردم ارائه داده اند. در صفحه ۱۳۶كتاب «آشنايي با اديان بزرگ» مي خوانيم: « قديمي ترين نسخه هاي عهد عتيق مربوط به ۲۰۰۰ سال پيش (يعني۱۳۰۰ سال بعد از مرگ نويسنده ادعايي تورات - حضرت موسي - كه قرن ۱۳ پيش از ميلاد فوت كرد) و قديمي ترين نسخه هاي عهد جديد برای ۱۶۰۰ سال قبل (يعني حدود ۳۵۰ سال بعد از مرگ نويسندگان اناجيل) مي باشد. البته بايد تعداد اين نسخه ها و اينكه آيا تواتر بر كذب در همين نسخه ها چطور است (يعني آيا نسخه هاي ۲۰۰۰ ساله متواترند يا نه) هم بررسي كرد. «كني كات» از محققين عهد عتيق مي گويد: تمام نسخه¬هاي عهد عتيق كنوني، بين ۱۰۰۰و۱۴۰۰ ميلادي یعنی ۲۳۰۰ الی ۲۷۰۰ سال پس از مرگ حضرت موسی نوشته شده است. يكي ديگر از انديشمندان به نام «والتن» مي¬نويسد: نسخه¬هاي شش قرن پيش بسيار كم ياب است و نسخه هاي ۷ قرن يا ۸ قرن پيش در نهايت كميابي است.
عالم ديگري به نام «فيليستین شاله» مي گويد: هيچ يك از كتابهاي اصلي خطي كتاب مقدس اكنون به زبان عبري موجود نيست. ... قديمي ترين نسخه خطي عبري كه در دست است، از قرن دهم بعد از ميلاد (۱۰۰۰م.) تجاوز نمي كند. «ريس» در كتابش كه با همكاري عده اي از محققان نگاشته، مي آورد: تمام نسخه-هايي كه در قرن ۷ يا ۸ ميلادي نوشته شده بود، به دستور شوراي يهود نابود شد؛ چرا كه با نسخه هاي مورد توجه آنان مخالفت فراواني داشت. كتاب مقدس فعلي مصوبه شوراي ترنت (۱۵۴۶ م.) است كه اهل كتاب بايد آن را وحي آسماني بدانند.
براي مطالعه بیشتر در اين شاخه از نقّادی کتاب مقدس، مي توانید به كتابهاي اظهار الحق، الهدي الي دين المصطفي، مفهوم تومارهاي بحر الميت، سير تاريخي تورات، تاريخ يك ارتداد، رساله اي در الهيات و سياست و خود كتاب مقدس رجوع نمایید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید