سرگذشت تورات

از مندرجات عهد عتیق چنین بر می آید که تورات در چندین مقطع از مقاطع تاریخی، در جریان برخی حوادث به کلی مفقود شده بود و هیچ کس از آن اطلاعی نداشت.
در کتاب مقدس آمده است که در زمان سلیمان مردم بت پرست شدند و در زیر هر درختی بتی آویختند. پس از سلیمان، در زمان پسرش رحبعام نیز بت پرستی شایع بود و پس از وي  چون یوشا بر سلطنت نشست، در سال هفدهم سلطنت او کاهنی به نام حلیقا ادعا کرد که کتاب مقدس را یافته است:
«در سال هجدهم سلطنت خود، بعد از آنكه زمين و خانه را طاهر ساخته بود، شافان بن اَصَليا و مَعَسيا رئيس شهر و يَوآخ بن يوآحازِ وقايع‏نگار را براي تعمير خانۀ يهوه خداي خود فرستاد. و نزد حلقيّاي رئيس كهنه آمدند و نقره ای را كه به خانۀ خدا درآورده مَنَسَّی وافرایم و تمامی بقیۀ اسرائیل و تمامی یهودا و بنیامین و ساکنان اورشلیم جمع کرده بودند، به او تسلیم نمودند. ... و چون نقره ای را كه به خانۀ خداوند آورده شده بود بيرون مي ‏بردند، حلقيّاي كاهن، كتاب تورات خداوند را كه بواسطۀ موسي نازل شده بود، پيدا كرد. و حلقيّا شافان كاتب را خطاب كرده، گفت: «كتاب تورات را در خانۀ خداوند يافته ام» و حلقيّا آن كتاب را به شافان داد. و شافان آن كتاب را نزد پاشاه برد و نيز به پادشاه خبر رسانيده، گفت: «هر آنچه به دست بندگانت سپرده شده است، آن را بجا مي آورند.» و نقره ای را كه در خانه خداوند يافت شد، بيرون آوردند و آن را به دست سركاران و به دست عمله ‏ها دادند. و شافان كاتب پادشاه را خبر داده، گفت: «حلقيّاي كاهن كتابي به من داده است.» پس شافان آن را به حضور پادشاه خواند. و چون پادشاه سخنان تورات را شنيد، لباس خود را دريد.»
این جملات نشان می دهند که در آن زمان تورات مفقود شده بود كه حليقاي كاهن ادعاي يافتن آن را ميكند و چطور میتوان باور کرد که داستان مفقود شدن و سپس پیدا شدن تورات – صدها سال بعد - در تورات ثبت شده باشد ( از یاد نبریم که بنا به اعتقاد مسیحیان نویسنده تورات حضرت موسی علیه السلام است )
از این گذشته، در زمان حملۀ بخت النصر به اورشلیم، همۀ آنچه در هیکل سلیمان بود، تخریب و سوزانده شد و بنی اسرائیل به همراه اشیای داخل هیکل به اسارت به بابل رفتند و چون کتاب مقدس داخل هیکل نگهداری می شد، یا سوزانده شد و یا به غارت رفت اگر فرض به غارت رفته شدن آن را صحیح بدانیم، می بایست در موقع بازگشت بنی اسرائیل کتاب مقدس به هیکل برگردانده می شد که این امر اتفاق نیفتاده بود و بسیاری معتقدند بعد از این بازگشت است كه شخصی به نام عزرا مأمور تهیه و تدوین کتاب مقدس می شود.
همچنین بسیاری بر این باورند که وقتی تورات مفقود می شود، برخی از کاهنان برای جمع کردن بنی اسرائیل، شروع به بازنویسی آن از روی محفوظات خود می کنند و طبعاً چون سالیانی از متن اصلی دور بودند، افسانه ها و داستانهایی را وارد متن اصلی می کنند که منجر به تحریف در کتاب مقدس می شود.

پیوستگی کتابهای عهد عتیق نشان از مؤلّف واحدی دارد
اگر پيوستگى بين مطالب اين كتب و استدلهاى آن مورد توجه قرار گيرد، به راحتى می-توان فهميد كه مورّخ واحدى كه قصد گزارش گذشته يهود از آغاز پيدايش تا اولين ويرانى شهر اورشليم، همۀ آنها را به رشته تحرير در آورده است. نحوه ارتباط اين كتب با يكديگر براى بيان اينكه مورّخ واحدى آنها را به رشته تحرير در آورده است، كافى به نظر می¬رسد؛ زيرا پس از شرح زندگانى موسی علیه السلام، بلافاصله به زندگى يوشع علیه السلام می پردازد:
«و واقع شد بعد از وفات موسى بندۀ خداوند، كه خداوند يوشع بن نون، خادم موسى را خطاب كرده، گفت.»
همچنين، بعد از اتمام داستان وفات يوشع، او به تاريخ داوران پرداخته و به همين صورت، آن را به ماقبل خود ربط می دهد:
«و بعد از وفات يوشع، واقع شد كه بنى اسرائيل از خداوند سؤال كرده، گفتند: کیست که برای ما بر کنعانیان، اول برآید و با ایشان جنگ نماید؟» .
 او داستان روت را با اين عبارات به عنوان ضميمه اى براى كتاب داوران آغاز كرده است:
«و واقع شد در ايام حكومت داوران كه قحطى در زمين پيدا شد.»
كتابهای اول و دوم سموئيل نيز با عباراتى مشابه شروع شده اند. در کتاب دوم سموئیل می خوانیم:
«و بعد از وفات شاؤل و مراجعت داود از مقاتله عَمالَقَه واقع شد كه داود دو روز در صِقلَغ توقف نمود.»  
در ادامه، مورّخ قبل از اتمام تاريخ داود، كتاب اول پادشاهان را با این عبارت آغاز می¬کند:
 «و داود پادشاه پیر و سالخورده شده، هر چند او را به لباس می پوشانیدند، لیکن گرم نمی-شد.»  
که این امر نشان از پیوستگی با کتاب قبل دارد؛ چرا که شروع با حرف «و» نشان از ربط این کتاب با کتاب دوم سموئیل دارد. بعد از وفات او نیز به كتاب دوم پادشاهان پرداخته است که این پیوستگی در آنجا نیز قابل مشاهده است.
لذا در مجموع، با ترتيبى كه بين کتابها وجود دارد، می توان نتیجه گرفت که عهد عتیق را مؤلف واحدى و به خاطر هدف معينى نوشته است؛ زيرا از منشأ پيدايش ملت يهود آغاز كرده و سپس به ترتيب از ايام و حوادثى كه طى آنها موسی علیه السلام قوانين خود را ابلاغ و پيشگويى كرد، بحث می كند و در ادامه خبر می دهد كه اسرائيليان چگونه طبق پيشگويى موسی علیه السلام بر زمين موعود استيلا يافتند ؛ مورّخ بيان می دارد چگونه آنها می خواستند پادشاهان را انتخاب كنند . و چگونه به ميزان مراعات قوانين از سوى پادشاهان، مردم پيشرفت كرده يا متحمل رنج و عذاب شده اند . و سرانجام چگونه اين ملت همانگونه كه موسی علیه السلام پيش بينى كرده بود، به هلاكت رسيدند.
نويسنده در موضوعات غیر شرعی يا سكوت كرده و يا خواننده را به كتابهاى ديگر ارجاع داده است. بنابراين، همۀ اين كتب هدف واحدى دارند كه آن، تعليم شريعت موسى و اثبات آن با رويدادهاى بعدى است.

مؤلّف این کتابها چه کسی است؟

اگر ما اين سه نكته زیر یعنی  هدف نگارش ، ارتباط بین کتب ، نگارش آنها چندین نسل بعد از وقوع حوادث را در نظر بگيريم، اين نتيجه به دست می¬آيد كه همۀ این کتب اثر مورّخ واحدى است. حال سؤال اینجاست که آن مورّخ كيست ؟
بيان اين مطلب خيلى آسان نيست؛ امّا گمان می رود كه آن مورّخ عزرا باشد. چندين دليل قوى هم وجود دارد كه اين فرضيه را قابل قبول می سازد.
۱-    مورخ - كه روشن شد بيش از يك نفر نيست - نقل تاريخ خود را تا آزاد ساختن يهو ياكين از زندان ادامه داده، می افزاید كه «او همۀ عمرش را بر سر سفره پادشاه نشسته است »؛
يعنى بر سر سفره يهوياكين يا سفره پسر نبوكد نصر(بخت النصر). چون مفهوم اين قسمت مبهم است، بنابراين نتيجه می شود كه او بعد از عزرا می زيسته است.
۲-    از طرفى در تمام عهد عتیق، فقط در کتاب عزرا است که گفته می شود:
«... عزرا دل خود را به طلب نمودن شريعت خداوند و به عمل آوردن آن و به تعليم دادن فرايض و احكام به اسرائيل مهيّا ساخته بود.»  
۳-    علاوه بر اينكه
«... او در شريعت موسى كه يهوه خداى اسرائيل آن را داده بود، كاتب ماهر بود.»  
پس از اين گواهى درباره عزرا می فهميم كه او نه تنها دل خود را براى طلب نمودن شريعت الهى آماده كرده بود، بلكه برای ابلاغ آن نيز آماده شد. و در كتاب نحميا آمده است.
«پس كتاب تورات خدا را به صداى روشن خواندند و تفسير كردند تا آنچه را كه می خواندند، بفهمند.»
از آنجا كه در سفر تثنيه علاوه بر شريعت موسى، بسيارى از مطالب نیز براى تبيين بهتر آن آمده است، لذا حدس قوی آن است كه سفر تثنيه كتاب شريعت خداست كه عزرا آن را نوشته و به دیگران ابلاغ كرده است که در عبارت فوق بدان اشاره شد.

نقد ادبی تورات

کارشناسان کتاب مقدس، از طریق سبک شناسیِ متن تورات عبری به چهار منبع فرضی برای اسفار پنجگانه دست یافتند و برای هر یک از آنها نامی گذاشتند:
۱-    منبع الوهیمی(E): اشاره به داستانها و مواردی که خدا را الوهیم(Elohim) نامیدند دارد.
۲-    منبع یهوه¬ای(J): اشاره به داستانها و مواردی که خدا را(یهوه) (lehovah) نامیدند دارد.
۳-    منبع کاهنی(P): اشاره به مقاطع مربوط به اعمال کاهنان دارد.
۴-    منبع تثنیه ای(D): اشاره به منبع ویژه شامل سفر تثنیه دارد.
هر یک از این مقاطع، سبک و شیوه خاص خودش را دارد و از مقایسه آنها این نکته به دست می آید که پنج سفر کنونی در مقاطع بسیار دور(حدود۲۵۰۰ سال پیش)، از چهار منبع گوناگون ترکیب و تألیف شده است.
ويل دورانت  مي نويسد: جان استروك در سال ۱۷۵۳ م. به اختلاف متون تورات اشاره كرد. از جمله آنكه: دو داستان متشابه ومجزّا در سفر jeanAstruc (پيدايش) آمده است. در يكي از خالق به عنوان «يهوه» و در ديگري به عنوان «الوهيم» ياد شده است. به عقيده دانشمندان، داستانهاي ويژه يهوه در يهودا و داستانهاي مخصوص به الوهيم در افراييم (مملكت شمالي) نگارش يافته اند و بعد از سقوط سامره، آن دو دسته داستانها را به يكديگر آميخته و از آن يك داستان ساخته اند. اين بررسيها نشان مي دهد كه نويسندۀ تورات چند منبع در اختيار داشته که آنها را به صورت يك كتاب واحد در آورده است. و این خلاف ادعای کشیشان مسیحی است که می گویند اين كتابها توسط حضرت موسي علیه السلام به رشته تحرير درآمده است.

 

پی نوشتها

۱- دوم تواريخ، ۳۴: ۸ – ۲۰.
۲- در کتاب دوم تواریخ چنین آمده است: «پس پادشاه كلدانيان[نبوکد نصر] را كه جوانان ايشان را در خانۀ مقدس ايشان به شمشير كشت و بر جوانان و دوشيزگان و پيران و ريش سفيدان ترحّم ننمود، بر ايشان آورد و همه را بدست او تسليم كرد و او ساير ظروف خانۀ خدا از بزرگ و كوچك و خزانه ‏هاي خانۀ خداوند و گنجهاي پادشاه سرورانش را تماماً به بابل برد و خانۀ خدا را سوزانيدند و حصار اورشليم را منهدم ساختند و همۀ قصرهايش را به آتش سوزانيدند و جميع آلات نفيسۀ آنها را ضايع كردند و بقيّه السّيف را به بابل به اسيري برد كه ايشان تا زمان سلطنت پادشاهان فارس او را و پسرانش را بنده بودند.» (دوم تواريخ ايام، ۳۶: ۱۷- ۲۰).
۳- صحيفه يوشع، ۱:۱.
۴- داوران، ۱:۱.
۵- كتاب روت، ۱:۱.
۶- كتاب دوم سموئيل، ۱:۱.
۷- کتاب اول پادشاهان، ۱: ۱.
۸- سفر تثنيه، ۷:۱.
۹- سفر تثنيه، ۱۷: ۱۴.
۱۰- سفر تثنيه، ۲۸: ۱ -۱۸.
۱۱- البته از متن کتاب مقدس این نکته به دست می آید که دیگران می توانستند در کتب گذشتگان دست ببرند مثلاً در صحيفه يوشع می خوانیم: «يوشع اين سخنان را در كتاب تورات خدا نوشت.»(۲۴: ۲۶)«يوناتان، شارح كلدانى» متن را چنين تغيير داده است: «يوشع اين سخنان را نوشت و با كتاب تورات خدا آنها را نگهدارى كرد.» و این آیه نشان می دهد که نسلهای آینده می توانستند در کتب قبلی دست ببرند و مطالبی برآنها بیفزایند.
۱۲- كتاب دوم پادشاهان، ۲۵: ۲۹ و ۳۰.
۱۳- عزرا، ۱۰:۷.
۱۴- عزرا، ۱۰: ۶.
۱۵- نحميا، ۸: ۸.
۱۶- تاریخ تمدن، ج۱، ص۴۸۶.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید