پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: روزه سپر آتش است.[۱]

و همچنین فرمود: روزه دار تا زمانی که غیبت مسلمانی را نکند در عبادت است حتی اگر در رختخوابش خوابیده باشد.[۲]

و همچنین فرمود خدای تعالی می فرماید: روزه برای من است و من در مقابل آن پاداش می دهم؛ شخص روزه دار را دو شادی است، یکی هنگامی که افطار می کند و دیگر هنگامی که پروردگارش را ملاقات کند. قسم به کسی که جان محمد در دست اوست، بوی بد دهان روزه دار «که ناشی از گرسنگی است» در نزد خدا خوشتر از بوی مشک است.[۳]

روزه از آن جهت سپر آتش است که آتش غضب و شهوت را که آتش جهنم را در زندگی دنیا شعله ور می کنند و در قیامت بروز می دهند دفع می کند.و از این جهت روزه دار به مجرد غیبت مسلمان از جرگه عبادت کنندگان خارج می شود که «همچنان که در قرآن عزیز آمده» غیبت به منزله خوردن گوشت مردار شخصی است که غیبتش را می کنند و این خود به نوعی خوردن است.

و اینکه از میان تمام عبادات، روزه را به خدا اختصاص داده، در حالی که همه عبادات برای خداست - مثل این است که کعبه را به خود نسبت داده، در حالی که تمام زمین از آن اوست - و این دو جهت دارد:

۱ـ قوام روزه با ترک و خود نگهداری است و ترک و خودنگهداری یک چیز سرّی است و عملی در آن نیست که در معرض دید باشد در حالی که تمام عبادات در معرض دید مردم است، پس جز خدا کسی از روزه خبر ندارد، لذا فرموده: «روزه برای من است»

۲ـ اینکه روزه تسلط بر دشمن خداست. زیرا وسیله شیطان در فریب انسان شهوات انسانی است و خوردن و آشامیدن باعث تقویت شهوات می شوند «بنابراین روزه خلع سلاح دشمن است».

لذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: شیطان از راه خون در وجود فرزندان آدم جریان می یابد، پس محل عبور شیطان را با گرسنگی تنگ کنید.[۵]

شهوات چراگاه و مرتع شیاطین است، و از این جهت بوی دهان روزه دار از بوی مشگ در نزد خدا خوش تر است که باعث خوشبویی روح می شود، و روح در نزد خدا همان ارزش را دارد که بدن در نزد انسان. خدای تعالی به همین مطلب اشاره کرده می فرماید:

«ما عِنْدَکمْ ینْفَدُ وَ ما عِنْدَاللهِ باقً»[۶].

و بوی خوش روح کجا و بوی مشک کجا، چه بوی روح عقلانی و معنوی است و بوی مشک جسمانی و حسی و صوری.

درجات روزه
ابوحامد را در این مقام کلامی است که خلاصه اش این است:

بدان که روزه دارای سه درجه است:

۱ـ روزه عمومی

۲ـ روزه خصوصی

۳ـ روزه خصوصی الخصوصی

روزه عمومی خودداری کردن از خوردن و آشامیدن و خودداری از بر آوردن شهوات است.

روزه خصوصی حفظ گوش و چشم و دست و زبان و پا و سایر اعضاء و جوارح از گناهان است واین با شش امر تحقق می یابد.

الف: پوشیدن چشم و بازداشتن آن از نگاه کردن به آنچه که مذموم و مکروه است؛ بلکه باید آن را از نگاه کردن به هر چیزی که قلب را مشغول کرده از یاد غافل می کند بازداشت.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: نگاه تیر مسمومی است از تیرهای شیطان، هرکس از ترس خدا دست از نگاه حرام کردن بردارد خدا به او ایمانی می دهد که حلاوت آن را در قلبش احساس کند.[۷]

و همچنین فرمود پنچ چیز است که روزه را زائل می کند:

دروغ، غیبت، سخن چینی، قسم دروغ، نگاه شهوت آمیز.[۸]

ب: حفظ زبان از بیهوده گویی، دروغ، غیبت، سخن چینی، فحش، و بددهنی و معاشرت ناهموار و خصومت و جدال.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: روزه سپر است، پس وقتی یکی از شما روزه است ناسزا نگوید و جهالت نکند و اگر کسی با او نزاع کرد یا به او ناسزا گفت بگوید من روزه ام.[۹]

ج: بازداشتن گوش از شنیدن محرمات، زیرا هر چیزی که گفتنش حرام باشد گوش فرادادن به آن حرام است.

خدای تعالی «گروهی را که به محرمات گوش فرا می دهند، مذمت کرده» می فرماید:

«سَمّاعُونَ لِلْکذِبِ اَکالُونَ لِلسُّحْتِ»[۱۰].

و پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که غیبت می کند و کسی که به غیبت گوش فرا می دهد، در گناه شریکند.[۱۱]

د: حفظ بقیه اعضاء بدن مثل دست و پا از انجام اعمال ناشایست و بازداشتن شکم از خوردن چیز شبهه ناک به هنگام افطار، زیرا روزه از حلال و افطار از حرام معنی ندارد واین به آن ماند که قصری بسازد و شهری را خراب کند و دارو نوشیده و زهر خورد، چه اینکه محرمات سمومی هستند که دین را هلاک می کنند و روزه دوای آن است، و دارو با وجود سم سودی نمی بخشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بسا روزه دارانی که از روزه خود جز گرسنگی و تشنگی سودی نمی برند.[۱۲]

در تفسیر این حدیث گفته شده که منظور کسی است که با خوراک حرام افطار کند. و گفته شده منظور کسی است که با روزه از خوردن طعام حلال خودداری می کند و با غیبت از گوشت مردم افطار می کند. و گفته شده منظور کسی است که اعضاء و جوارح خود را از گناه حفظ نمی کند و شاید منظور همه اینها باشد.

هـ: اینکه به هنگام افطار در خوردن حلال هم بطوری زیاده روی نکند که شکمش پر شود؛ زیرا هیچ ظرفی از شکمی که از غذای حلال پر شده باشد نزد خدا مبغوض تر نیست.[۱۳]

آخر چطور می توان با روزه بر دشمن خدا تسلط پیدا کرد و هوای نفس را مقهور کرده آن[۱۴] را بر تقوی تقویت کرد، در حالی که انسان خود را تا شب از شهوات باز می دارد تا به آنها رغبت پیدا می کند، آنقدر می خورد تا پر می شود.

شاید اگر طبق عادت همیشگی غذا می خورد و اینگونه روزه نمی داشت بهتر بود. پس سزاوار است برای افطار هم طبق عادت خود غذا بخورد و چنین شکمش را پر نکند.

و: اینکه بعد از افطار قلبش مضطرب و معلّق بین خوف و رجاء باشد، چون نمی داند روزه اش قبول شده و از مقرّبین است یا ردّ می شود و از مغضوبین می باشد.

«با جمع شدن این شش امر، روزه از سطح عمومی بالاتر رفته و مخصوص به عده ای خاص می شود که آن را روزه خصوصی می گویند».

امام صادق(علیه السلام) در حدیثی به این نوع روزه اشاره کرده، می فرماید: هنگامی که روزه گرفتی باید گوش و چشمت و پوست و مویت روزه گیرند.[۱۵] همینطور به چیزهای دیگری از وجود انسان اشاره کرده که باید روزه باشند، سپس اضافه کرده می فرماید: روزی که روزه داری، نباید مثل روزهای دیگرت باشد، در این روز جدال نکن و خادم خود را آزار و اذیت نکن و باید که وقار روزه در وجودت ظاهر شود.[۱۶]

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روزی شنید که زن روزه داری به کنیزش فحش می دهد، حضرت غذایی طلبید و جلوی زن قرار داد و فرمود: بخور. عرض کرد من روزه ام. حضرت فرمود: چگونه روزه ای در حالی که به کنیزت فحش می دهی؟! روزه فقط با خودداری از خوردن و آشامیدن نیست.[۱۷]


۳ـ روزه خصوص الخصوصی: روزه قلب از همت های پست و افکار دنیوی و بازداشتن آن از غیرخداست بطور کلّی.

بطلان این روزه با فکردن در غیر مبدأ و معاد و با فکر کردن در مورد دنیاست، مگر در مواردی که ا ز آنها برای دینش استفاده می کند، در این صورت فکر در مورد دنیا توشه آخرت است.[۱۸] (پایان کلام ابوحامد)

در کتاب مصباح الشریعة، از امام صادق(علیه السلام) چنین روایت شده: که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: روزه سپر آتش است، یعنی پرده ای در مقابل آفات دنیا و حجابی در برابر عذاب آخرت است. پس چون روزه گرفتی به این نیت بگیر که از شهوات خودداری کنی و خود را از شهوات حیوانی حفظ کنی، پس خود را به منزله مریض بدان که اشتهاء به خوردن ونوشیدن ندارد، در هر لحظه منتظر شفاء از مرض گناهان باش و باطنت را از هر کدورت و غفلت و ظلمتی که از اخلاص دورت می کند، تطهیر کن.

سپس فرمود: خدای تعالی می فرماید: روزه برای من است و من در مقابل آن پاداش می دهم.

روزه ماده نفس و شهوت[۱۹] طمع را می کشد و باعث صفای قلب و طهارت جوارح و اصلاح ظاهر و باطن و شکرگزاری در مقابل نعمت ها و احسان به فقراء و کثرت تضرع و خشوع و گریه و سبب التجاء به خدا و انکسار هوای نفس و تخفیف حساب و کم شمردن نیکی ها می شود و در آن فوائدی است که به شمارش در نمی آید و همین مقدار که ذکر شد برای توجه کسانی که تعقل کنند و موفق به استعمال آن شوند کفایت می کند.

پی نوشتها:

[۱] اَلصّومُ جُنَّةٌ مِنَ‌النّار.

[۲] اَلصّائمُ في عِبادةٍ وَ اِنْ كانَ نائماً في فِراشِهِ ما لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِماً.

[۳] قالَ‌اللهَ تعالي الصُّومُ لي و اَنَا اُجْزي به، و لِلصّائمِ فَرْحَتانِ حينَ يُفْطِرُ و حينَ يَلْقي رَبِّهُ، وَالَّذي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَخَلُوفُ فَمِ الصّائمِ عِنْداللهِ اَطْيَبُ مِنْ ريحِ الْمِسْكِ.

[۵] اِنَّ‌الشّيطانَ لَيَجْزِي مِنْ اِبنِ آدَمَ مَجْرَي الدَّمِ فَضَيَّقوا مَجارِيهِ بِالجُوعِ.

[۶] آنچه در نزد شماست (جسم‌ها) نابود مي‌شود و آنچه نزد خداست (روح) ماندني است، اين معاني است كه مرحوم مؤلف از اين آيه استنباط كرده، ولي به نظر مي‌آيد منظور آيه اين است كه نعمتهاي دنيايي فاني و نعمتهاي آخرت جاوبدان هستند. (سوره نحل / ۹۶).

[۷] اَلنَظْرَةُ سَهُمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سهامِ اِبْليسَ فَمَنْ تَرَكَها خَوفاً مِنَ‌اللهِ اَتاهُ اللهِ اِيماناً يَجِدُ حَلاوَتَهُ في قَلْبِهِ.

[۸] خَمْسٌ يُفَطِّرْنَ الصّائمَ اَلْكِذْبَ وَالغيِبَةُ وَالنَمِيمَةُ وَاليَمينُ الْكاذِبَةُ وَالنَّظَرُ بِشَهْوَةِ.

[۹] اِنَّما الصَّومُ جُنِّةٌ، فَاذا كانَ اَحَدُكُمْ صائماً فَلا يَرْفَثْ وَلايَجْهَلْ فَاِنِ امْرءٍ قاتَلَهُ اَوْ شاتَمَهُ فَلْيَقُلْ اِنّي صائمٌ.

[۱۰] مائده / ۴۲ ؛ گوش كنندگان به دروغ و خورندگان مال حرامند.

[۱۱] اَلْمُغتابُ وَالْمُسْتَمِعُ شَريكانِ فِي الاِثْمِ.

[۱۲] كَمْ مِنْ صائمٍ لَيْسِ لَهُ مِنْ صَوْمِهِ اِلّا الجُوعُ وَالعَطَشُ.

[۱۳] اگر شكمي از مال حلال پر شود نزد خدا مبغوض است، اما اگر از حرام پر شود كه حسابش معلوم است.

[۱۴] آن اشاره به خود نفس است نه هواي نفس.

[۱۵] اِذَا صثمْتُ فَلْيَصْمُ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ وَ جِلْدُكَ.

[۱۶] لايَكُونُ يَوْمَ صَوْمِكَ كَيَوْمِ فِطْرِكَ، وَدَعِ الْمِراءَ وَ اَذَي الْخادِمِ وَلْيَكَنْ عَلَيْكَ وَقارُ الصِّيامِ.

[۱۷] معني بطلان روزه، بوسيله دروغ و غيبت و امثال آن كه فقهاء آنها را مبطل روزه نمي‌دانند اين است كه روزه مورد قبول واقع نمي‌شود و ثوابي بر آن مترتب نيست و لذا ترك غيبت و امثال آن را در روزه عمومي شرط نكرديم. (حقايق فيض كاشاني)

[۱۸] محجّةالبيضاء، ج ۲، ص ۱۳۰.

[۱۹] در كتاب مصباح‌الشريعة، به جاي «ماده نفس» ، «مراد نفس» روايت شد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید