مقدّمه
بر علاقه‌مندان به قرائت قرآن کریم پوشیده نیست که کتب بسیاری در زمینه علم تجوید و هدایت رهپویان این مسیر، به سوی زیبا خوانی این کتاب الهی نگاشته شده است. کتبی که بعضا مؤلّفینی ارجمند و اساتیدی متبحّر در این زمینه به نگارش آن همّت نموده، نتیجه مطالعات و تجربیات گرانبهای خود را در اختیار قرآن آموزان نهاده‌اند.
امّا اهل مطالعه خوب می‌دانند که علم تجوید حاوی دوگونه مباحث است؛ مباحثی که بیشتر جنبه تئوریک دارد، یا جنبه عملی آن بسیار اندک می‌باشد، و نیز مطالبی که از حیث علمی و کاربردی حایز اهمیت است و خصوصا برای قرآن آموز فارسی زبان، در ابتدای کار، عمل به آنها لازم به نظر می‌رسد.
اکنون که به همّت والای دوستان عزیزم در «جامعه قاریان قرآن مشهد» و همکاری مؤثّر «اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان» زمینه گسترش علم قرائت قرآن در مشهد مقدّس با تأسیس «مرکز عالی تربیت مدرّس قرآن کریم» فراهم آمده است، لزوم نگارش جزوه‌ای مختصر، که تنها به مباحث کاربردی تجوید بپردازد، و قرآن آموزان را در جهت عمل به نکات عمومی تجویدی رهنمون شود احساس گردید، و هر چند بضاعت علمی این حقیر بسیار اندک می‌باشد، این وظیفه به این جانب محوّل گردیده است که امیدوارم با تأییدات الهی، موفقیت در این زمینه حاصل گردد نکاتی که در نگارش این مختصر مورد نظر بوده، بدین قرار است:
۱- همان گونه که ذکر شد، سعی شده است مطالبی که صرفا جنبه عملی دارد مطرح شود، و حتی الامکان قسمتهای غیر کاربردی حذف گردد. ضمنا از درج مطالبی که مربوط به ابعاد دیگر علم قرائت همچون روخوانی، روانخوانی و وقف و ابتدا می‌باشد، خودداری شده است و تنها توضیح مختصری در مورد علایم وقف موجود در قرآنها داده شده است.
۲- در هر بخش مثالها و تمارین متنوّعی آورده شده است که برای کار در کلاس مفید می‌باشد.
البتّه با توجه به این که تمرین و ممارست، در یادگیری این فن، اهمیت بسیاری دارد، لازم است حتی‌الامکان بعد از هر درس، متناسب با زمانی که در اختیار می‌باشد، به تمرین از روی قرآن پرداخته شود.
۳- در طرح مباحث کوشش شده است که تعاریف، ساده و رو و خالی از اصطلاحات و تقسیم بندیهای غامض و پیچیده باشد، تا تمام قدرت فراگیری قرآن آموز در جهت عمل به احکام اوّلیه تجویدی صرف گردد.
۴- هر چند مطالب این جزوه بسیار ابتدایی و ساده می‌باشد، امّا نحوه تلفّظ حروف و اجرای احکام، حتما باید از استاد متبحّر در این زمینه و به صورت مشافهه، آموخته شود، همچنین قرآن آموزان عزیز می‌توانند از نوار قرائت اساتید قرآن در این زمینه یاری بگیرند.
۵- با توّجه به این که در بعضی موارد، نظرات علمای تجوید با یکدیگر متفاوت است، نظر «ابن جزری» که از محقّقان بزرگ علم قرائت در قرن نهم بوده، مبنای نوشتار قرار گرفته است.
۶- این جزوه همچون دیگر کتب تجوید در دو بخش حروف و احکام تنظیم گردیده است. در بخش حروف، فقط ده حرف که تلفّظ آنها در عربی با فارسی کاملا متفاوت است مطرح گردیده، در تمارین مربوط دقّت شده است تا حروفی که هنوز مطرح نشده است، به کار نرفته باشد.
در پایان ضمن قدردانی از زحمات و کوششهای بی‌دریغ برادر گرامی جناب آقای سرابی، مدیر محترم مرکز عالی تربیت مدرّس قرآن کریم، که محرّک و مشوّق این جانب در تنظیم این جزوه بوده‌اند، از صاحب نظران و اساتید بزرگوار تقاضامندم که از نظرات و پیشنهادات خود، ما را بهره‌مند فرمایند.
و السلام علیکم و رحمة اللّه سید جواد سادات فاطمی

بخش اوّل حروف‌
آشنایی با حروفی که تلفّظ آنها در زبان عربی با فارسی متفاوت است‌
ح
«حاء» از حروفی است که از حلق ادا می‌شود. به عبارت دیگر، در هنگام خروج هوا، وسط حلق قدری تنگ می‌شود، که باعث سایش هوا به دیواره حلق شده، صدای «حاء» تولید می‌گردد.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أحسن- أحبار- أحببت- إحدیهما- أحدکم- رحمناهم تحتهم- حبّب- یحبرون- حبالهم- حاججتم- حجّتهم حدوده- حارب- تحریر- یحرّفونه- حرّقوه- حکمه محلّقین- حناجر- سحیق- ساحران- إلحافا- ألحقنا لحومها- بحار- رحمته- سبّحه- أرحامهنّ- حجابا

ع
مخرج «عین» و «حاء» یکی است. یعنی «عین» هم از وسط حلق و با همان شرایط تلفّظ می‌شود، با این فرق که در هنگام تلفّظ «عین»، تارهای صوتی مرتعش و صدا آشکار می‌گردد.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أعلم- أعتدنا- أعناق- عسیتم- أعتزلکم- تعرفون عزلت- عسرة- عاقب- عاکفا- عالیهم- علّمنی معمّر- عمران- یعیده- شفاعة- أعهد- أعیبها یدعّون- أدعهنّ- معایش- شعائر- سعیه- سعّرت ندع- أعزّ- أعراف- عهدی- أعانه- عائلا

غ
«غین» از حروف حلقی است و مخرج آن نزدیکترین قسمت حلق به دهان می‌باشد. مخرج «غین» با «خاء» یکی است و تفاوت بین آن دو در این است که تلفّظ «غین» همراه با ارتعاش تارهای صورتی می‌باشد. مثل صدایی که در هنگام غرغره نمودن آب در حلق تولید می‌شود.
کلماتی از قرآن برای تمرین أغرقنا- أغفلنا- إستغفر- تغابن- غداءنا- غربت عالم الغیب- غرورا- لتغرق- نغرقهم- غرقا- غزلها غاسق- غسّاقا- فغفرنا- تغتسلوا- مغارات- تبتغوا مغیرات- شغفها- شغلتنا- مبلغهم- یغشی- أبلّغکم غفورا- غافلا- غائبة- فراغ- بلیغا- بلغوا

و
در فارسی «واو» و «فاء» هم مخرج می‌باشند، یعنی با چسبیدن لبه دندانهای پیشین بالا به لب پایین تلفّظ می‌شود، امّا در زبان عربی، «واو» با جمع شدن لبها و به اصطلاح غنچه شدن آنها و ارتعاش تارهای صوتی ادا می‌شود.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أودع- أولو- غدوا- للشّوی- وعدناهم- زوّجت أزواج- فوزا- ولیّا- متوکّلون- زوّجناهم- وعده أولی- وفاقا- مأوی- واجفة- توکّلت- ودّعک تقوی- سوّیها- تولّی- هویه- قواریرا- واحدة عتوّ- وحده- فواکه- وجد- ووری- وراء

ث
حرف «ثاء» از تماس سر زبان با لبه دندانهای پیشین بالا، همراه با دمیده شدن هوا تلفّظ می‌شود. هنگام تلفّظ این حرف، نوک زبان قدری بیرون می‌آید.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أثقلت- إثما- بعثر- محدث- مبثوثة- إنبعث بعثکم- حدیثا- حیث- میثاق- کثیرا- أکثرهم یبثّ- ثمانیة- ثلثه- ثلاثة- حرث- تؤثرون منبثّا- مثواه- تعثوا- أعثرنا- یغاثوا- ثقفوا ثقیلا- مثانی- ثبورا- أنثی- ثمود- ثاویا

ذ
حرف «ذال» همانند «ثاء» تلفّظ می‌شود، با این فرق که به هنگام ادای آن تارهای صوتی به لرزه در آمده و صدا آشکار می‌گردد، باید دقّت نمود که هنگام تلفّظ «ذال» وسط زبان پایین باشد و به سوی کام میل پیدا نکند.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أذقان- أذکروا- کذّابا- تذکرة- عذاب- حذرهم تعتذروا- عذّبناها- عذرا- ذراعیه- أذبحک- أذلّة مذبذبین- ذنوبهم- یحذّرکم- جذاذا- جذوع- تأذّن تحذرون- جذوة- تنفذون- مؤذن- مبذّرین- ذلول لذّة- أذان- ذواتی- ذراعا- أذاعوا- محذورا

ظ
مخرج «ظاء» با حروف «ذال» و «ثاء» یکی است و دقیقا همانند «ذال» تلفّظ می‌شود، با این تفاوت که در ادای حرف «ظاء» زبان به طرف کام رفته، با آن منطبق می‌شود، که همین امر سبب درشت ادا شدن این حرف می‌گردد.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أظلم- یظهر- عظیم- تلظّی- فعظوهنّ- ظاهرین عظاما- ناظرة- ظهره- حفظ- ظعنکم- ظلالها ظننت- أظهره- ظهیرا- حافظ- محظورا- تنظرون کظیم- یعظّم- مظلمون- ظلمات- ظلوما- تظاهرا ظلمک- أظفرکم- ظلل- ظلّا- ظلیلا- ظنّکم- أظنّ

ط
مخرج «طاء» با حروف «دال» و «تاء» مشترک است، یعنی از برخورد سر زبان با ریشه دندانهای پیشین بالا تولید می‌شود. امّا در تلفّظ «طاء» زبان کاملا با کام منطبق شده، با جدا شدن آنها از یکدیگر و به لرزه در آمدن تارهای صوتی، این حرف تولید می‌شود.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أطفؤا- أیطمع- أطراف- أطعمه- طحیها- أعطیناک طلعت- یطمثهنّ- قطوفها- إستطعتم- طائعین- یطّوّف طائفة- مستطیرا- ألنّاشطات- طاغوت- لیطاع- سیحبط أطلّع الغیب- لسلّطهم- طرائق- أطیعوا- أطعنکم- فقطّع أطاع- قمطریرا- فاطر- سلطان- إطرحوه- طغوا

ص
مخرج «صاد» همانند «سین» و «زای» است، یعنی از برخورد سر زبان با بن دندانهای پیشین پایین یا بالا (که در افراد مختلف به صورت متفاوت دیده می‌شود) ادا می‌شود. تفاوت «صاد» با «سین» در انطباق زبان در هنگام تلفّظ «صاد»، با کام است، که موجب درشت ادا شدن آن می‌شود.
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أصدق- أصلحنا- أصبرهم- أصبحتم- بمصابیح- صبحا واصطبر- فاصطادوا- أصطفی- أصابتهم- صبّوا- فصّل مرصوص- بمصیطر- صیاصیهم- مصیرکم- عصیّا- غصّة معصیة- أعصر- غصبا- مرصادا- مصیطرون- یعصمک قصصنا- عصانی- یعتصم- تفصیلا- قاصفا- صالحین

ض
طبق توصیف علمای تجوید در قرون اوّلیه اسلامی، «ضاد» از برخورد کناره زبان با کناره دندانهای کرسی بالا، همراه با چسباندن زبان به کام، تلفّظ می‌شده است. امّا به نظر علمای آواشناسی در عصر ما، تلفّظ این حرف دگرگون شده است، لذا اکثر اهل مصر و مغرب عربی، آن را شبیه «طاء» و اهل عراق و نجد آن را شبیه «ظاء» ادا می‌کنند. «۱»
کلماتی از قرآن برای تمرین:
أضحک- أضعافا- أضغاث- ضائق- یضاعف- ضغثا نضطرّهم- یضّرّعون- أضغانکم- أضاعوا- ضاقت- أضلّه نضیع- روضات- یضحکون- تضرّعا- أضطرّه- مقبوضة أفضی- فضّل- فریضة- مستضعفون- یضرّوک- ضحیها ضبحا- تخضعن- خضرا- خاضعین- محضرا- ضلالا
__________________________________________________
(۱) - برای مطالعه بیشتر در این مورد رجوع کنید به: التمهید فی علم التجوید/ ابن جزری/ مؤسسة الرسالة بیروت/ ص ۱۴۰/ و آواشناسی زبان عربی/ دکتر ابراهیم انیس/ انتشارات اسوه/ ص ۴۸.

آشنایی با مهمترین صفات حروف که باید به هنگام قرائت قرآن رعایت شود
استعلاء و استفال
«استعلاء» در اصطلاح تجویدی به معنای بالا آمدن بن زبان به طرف کام می‌باشد، که حروف «ص- ض- ط- ظ- غ- ق- خ» دارای این ویژگی می‌باشند.
همین صفت باعث می‌شود که این حروف پر حجم و درشت تلفّظ شوند.
بقیه حروف دارای صفت «استفال» هستند که متضاد «استعلاء» است و به معنای پایین آمدن ریشه زبان در هنگام ادای آنهاست.
اطباق و انفتاح‌
در بخش آشنایی با حروف متذکر شدیم که در هنگام تلفّظ حروف «ص- ض- ط- ظ» زبان به کام چسبیده، با آن منطبق می‌شود؛ این حالت را «اطباق» می‌گویند.
بقیه حروف دارای صفت «انفتاح» که متضاد «اطباق» است می‌باشند، یعنی در هنگام ادای آنها فضای دهان باز می‌باشد.
قلقله
هنگامی که پنج حرف «ق- ط- ب- ج- د» ساکن باشند باید قدری از مخرج خود رها شده و صدای آنها ظاهر شود، که بر اثر این امر، حرف از حالت سکون کامل خارج شده، اصطلاحا قلقه پیدا می‌کند. نکته مهم این که باید دقّت نمود که دیگر حروف ساکن چنین حالتی پیدا نکرده، با سکون کامل قرائت شوند.
تکریر
حرف «راء» دارای این ویژگی است که به راحتی تکرار می‌شود، امّا در حین تلاوت قرآن باید از بروز چنین حالتی جلوگیری نمود و به عبارت دیگر باید حالت تکریر «راء» مخفی و پوشیده گردد. خصوصا وقتی که «راء» مشدّد است، در ادای صحیح آن باید دقّت نمود.
تمرین با در نظر گرفتن مخارج و صفات حروف، کلمات و عبارات زیر را به طرز صحیح قرائت کنید:
تطهّرهم- خلطوا- عالم الغیب- اخرون- صدقة- ضلّ ضلالا و ما ظلمناهم- فریقا- علی التّقوی- تقطّع- یبدؤ الخلق نبطش البطشة الکبری- فاعبده- فی السّجن- سبع عجاف فخرج علی قومه- و اتّبع أدبارهم- و لأجر الأخرة خیر و ادخلوا من أبواب متفرّقة- تصدّق علینا- فی قصصهم عبرة ألحقنی بالصّالحین- إذ أجمعوا- یستعجلونک- فقد صغت عاصفة تجری- صبروا ابتغاء وجه ربّهم- تشخص فیه الأبصار و قد مکروا مکرهم- قد خلت من قبله- فأغرقناهم أجمعین ثمّ لیقضوا تفثهم- و اجتنبوا قول الزّور- ما خلقناهما إلّا بالحقّ فاقصص القصص- قد أخذنا أمرنا من قبل- فیقتلون و یقتلون لیس البرّ- ألرّحمن الرّحیم

بخش دوم احکام تجویدی‌
احکام تفخیم و ترقیق‌
«تفخیم» در اصطلاح تجویدی به معنای درشت و پر تلفّظ کردن حرف، و «ترقیق» بر خلاف آن، یعنی ریز و نازک ادا کردن حرف می‌باشد.
در هنگام «تفخیم»، دهان جمع می‌شود و یا به شکل عمودی باز می‌گردد.
امّا در موقع «ترقیق» دهان به شکل افقی باز می‌شود.
حروف را از نظر «تفخیم» و «ترقیق» می‌توان به پنج دسته تقسیم نمود:
۱- حروف استعلاء:
حروف «استعلاء» همگی دارای حالت «تفخیم» می‌باشند، یعنی با توجّه به این که در هنگام تلفّظ آنها ریشه زبان به طرف بالا متمایل می‌شود، همه آنها درشت تلفّظ می‌شوند.
لازم به ذکر است که در بین این حروف، آنها که دارای صفت اطباق نیز هستند (ص- ض- ط- ظ) از تفخیم بیشتری نسبت به بقیه برخوردارند.
تفخیم در حروف استعلاء دارای مراتبی است که در این مختصر نمی‌گنجد، تنها به این امر اشاره می‌شود که هر گاه این حروف با «الف» همراه باشند بیشترین تفخیم، و در هنگام مکسور بودن کمترین تفخیم را دارا هستند.
۲- حرف «لام»
حرف «لام» در اکثر موارد ترقیق می‌شود، یعنی نازک ادا می‌شود. تنها در لفظ جلاله (اللّه) در صورتی که حرکت ما قبل «لام» فتحه یا ضمّه باشد، درشت ادا می‌شود که در این حالت به اصطلاح تجویدی لام «تغلیظ» می‌گردد.
مانند: أللّه- رسول اللّه- و ما اللّه- حدود اللّه امّا در موقعی که حرکت ما قبل کسره باشد، لام نازک ادا می‌شود. مانند:
بسم اللّه- للّه‌
۳- حرف «راء»
حرف «راء» در اکثر موارد تفخیم می‌شود یعنی درشت ادا می‌شود. امّا در طی شرایطی «راء» ترقیق می‌شود که بدین شرح است:
شرایط ترقیق «راء»:
الف- راء مکسور. مانند: أرنا- کرهوا- رجال- فریق- کریم
ب- راء ساکن ما قبل مکسور. مانند: مریة- اصبر- أنذر- فردوس استثناء
۱- اگر کسره حرف ما قبل عارضی باشد، و به عبارت دیگر راء ساکن، بعد از همزه وصل واقع شده باشد، راء تفخیم می‌شود. مانند: ارجعی أم ارتابوا استثناء
۲- اگر بعد از راء ساکن، یکی از حروف استعلاء باشد (به شرط آن که در یک کلمه واقع شده باشند) راء تفخیم می‌شود. مانند: مرصاد- قرطاس- فرقة (تنها در کلمه فرق به دلیل مکسور بودن حرف استعلاء، هر دو وجه تفخیم و ترقیق جایز است) پ- راء ساکن ما قبل ساکن ما قبل مکسور. مانند: ذکر- سحر (اگر حرف ساکن قبلی یکی از حروف استعلاء باشد، هر دو وجه تفخیم و ترقیق جایز است. مانند:
مصر- قطر) ت- راء ساکنی که ما قبل آن، «یاء» ساکن باشد. مانند: خیر- طیر- سیر
۴- حرف «الف»
«الف» تابع ما قبل خود می‌باشد، یعنی اگر حرف قبل از آن تفخیم شود، الف نیز تفخیم می‌شود، و هر گاه حرف قبلی ترقیق شود، الف نیز ترقیق می‌شود.
مانند: صادقین- سافلین ۵- بقیه حروف بطور کلّی و در همه حال دارای حالت ترقیق هستند.
تمرین کلمات و عبارات زیر را با توجّه به احکام تفخیم و ترقیق حروف قرائت کنید.
مزاجها کافورا- فاصبر لحکم ربّک- من أقطار السموات فالفارقات فرقا- و ثمود فما أبقی- و الظاهر و الباطن و للّه میراث السموات و الارض- یضاعف لهم- ما أصابکم الا ابتغاء رضوان اللّه- أطیعوا اللّه و رسوله- أولئک حزب اللّه لهم مغفرة و أجر کبیر- ان ربی قریب- انه کان صادق الوعد هو اللّه الخالق- و أنا اخترتک فاستمع لما یوحی- قال هی عصای فألقیها فاذا هی حیة تسعی- اذهب الی فرعون انه طغی لا تخاف درکا و لا تخشی- قالوا أضغاث أحلام قالوا اتخذ الرحمن ولدا سبحانه- أنا خلقناه من قبل و کم قصمنا من قریة کانت ظالمة- انّ اللّه لطیف خبیر خلقنا فوقکم سبع طرائق و ما کنا عن الخلق غافلین رب السموات و الارض الذی فطرهن

احکام نون ساکن و تنوین‌
نون ساکن و تنوین در برابر حروف الفبا چهار حکم پیدا می‌کند، که در این دو بیت خلاصه شده است:
تنوین و نون ساکنه حکمش بدان ای هوشیار کز حکم آن زینت بود اندر کلام کردگار
در یرملون ادغام کن در حرف حلق اظهار کن در نزد باء قلب به میم در مابقی اخفا بیار
اکنون هر کدام از احکام مذکور به تفصیل بیان می‌شود:
۱- اظهار
«اظهار» در تجوید به معنای تلفّظ حرف به صورت آشکار است. هنگامی که نون ساکن و تنوین به یکی از حروف حلقی (ه- ء- ع- غ- ح- خ) برسد، باید سر زبان به مخرج نون چسبیده، بطور آشکار تلفظّ گردد. مانند: ینهون- سلام هی من امن- کلّ امن- من حکیم- فریق حقّ- من خیر- ذرة خیرا- من عمل حکیم علیم- من غل- رب غفور لازم به ذکر است که در هنگام اظهار، باید چند نکته رعایت گردد:
الف- نون ساکن حرکت پیدا نکند و به حال سکون کامل تلفّظ گردد.
ب- بین نون ساکن و حرف حلقی، قطع صوت ایجاد نشود.
پ- روی نون ساکن مکث نگردد و پس از اظهار به سرعت حرف بعدی تلفّظ شود.
۲- ادغام‌
«ادغام» در اصطلاح تجویدی به معنای از بین بردن حرف اوّل و مشدّد نمودن حرف بعدی است. هر گاه تنوین و نون ساکن، به یکی از حروف «ی- ر- م- ل- و- ن» برسد، در یکدیگر ادغام می‌شوند. مانند: من یشاء- خیرا یره- من ربّ- غفور رحیم- من مال- سحر مبین- من لدنه- یومئذ لخبیر- من وال سراجا وهّاجا- من نار- عاملة ناصبة تذکر مهم: در هنگام ادغام تنوین و نون ساکن در حروف «ی- م- و- ن» باید کمی مکث نماییم، و صدا را از فضای بالای بینی (خیشوم) خارج کنیم، که به این عمل غنّه می‌گویند. لازم به ذکر است که در موقع ادغام نون ساکن و تنوین در حروف «ل- ر» به هیچ وجه نباید مکث نمود.
استثناء ۱- اگر نون ساکن و یکی از حروف یرملون در یک کلمه واقع باشند، ادغام صورت نمی‌گیرد. در قرآن چهار کلمه وجود دارد که بدین گونه است؛ کلمات «دنیا»، «بنیان»، «صنوان» و «قنوان» که در آنها، نون ساکن اظهار می‌شود.
استثناء ۲- در عبارت «و قیل من راق» در سوره «قیامه» سکت «۱» لازم است، لذا ادغام صورت نمی‌گیرد.
۳- اقلاب‌
«اقلاب» در تجوید به معنای تبدیل کردن حرفی به حرف دیگر می‌باشد.
نون ساکن و تنوین در نزد «باء» قلب به «میم» می‌شود. مانند: أنبیاء- صمّ- بکم من بعدی- علیم- بذات اکثر علمای تجوید بر این عقیده‌اند که نون ساکن پس از قلب به میم، حکم میم ساکن در نزد باء را پیدا می‌کند، یعنی به صورت پوشیده و پنهان، همراه با غنّه و مقداری مکث، تلفّظ می‌شود.
__________________________________________________
(۱) - سکت به معنای وقف کوتاه بدون تنفّس است، که در چهار مورد، آن را لازم شمرده‌اند:
الف- عوجا قیّما در سوره کهف.
ب- مرقدنا هذا در سوره یس پ- من راق در سوره قیامه.
ت- کلّا بل ران در سوره مطفّفین

۴- اخفاء
«اخفاء» در تجوید به معنای مخفی کردن و به صورت پوشیده تلفّظ نمودن حرف است.
در هنگام برخورد نون ساکن و تنوین به یکی از حروف مابقی (ت- ث ج- د- ذ- ز- س- ش- ص- ض- ط- ظ- ف- ق- ک) نون ساکن و تنوین تلفّظ نمی‌شود، بلکه حالت غنّه همراه با مقداری مکث آورده می‌شود. مانند: منتهیها من ثقلت- إن جنحوا- ماء دافق- عن ذکرنا- کمن زیّن- کلمة سبقت- من شیئ إن صبرتم- ذرّیة ضعافا- بریح طیّبة- قوم ظلموا- من فئة- من قبل- منکم تذکر: باید توجّه داشت که در هنگام اخفاء، حرف نون به هیچ وجه تلفّظ نشود و زبان با مخرج نون برخورد ننماید، ضمنا شیوه اخفاء در نزد هر یک از حروف مابقی، متناسب با مخرج و صفات آن حرف می‌باشد که باید از استاد تعلیم گرفته شود و احتیاج به تمرین بسیار دارد.

احکام میم ساکن
میم ساکن در برخورد با دیگر حروف، سه حکم پیدا می‌کند:

۱- ادغام
هر گاه میم ساکن به میم متحرّک برسد، در یکدیگر ادغام می‌شوند، که این عمل همراه با غنّه و نگه داشتن میم مشدّد است. مانند: کم من- أم من- کنتم مؤمنین‌
۲- اخفاء
هر گاه میم ساکن به حرف «باء» برسد. اخفاء می‌شود، یعنی لبها به یکدیگر نچسبیده، حرف میم تلفّظ نمی‌شود و تنها صدای غنّه، همراه با مقداری مکث بر روی آن، آورده می‌شود، مانند: أم به- هم بارزون- یعتصم باللّه‌
۳- اظهار
میم ساکن در نزد بقیه حروف اظهار می‌شود.
لازم به ذکر است که در اظهار میم ساکن در نزد دو حرف «فاء» و «واو» باید دقّت بیشتری نمود، زیرا این سه حرف همگی از محل لبها تلفّظ می‌شوند، در نزد «فاء» اخفاء و در نزد «واو» ادغام آن بسیار راحت است. لذا بعضی از کتب تجویدی به عنوان اشدّ اظهار از آن یاد کرده‌اند. مانند: الحمد- أنعمت- أموالهم- أموات- هم فیها- لکم فی

غنّه و موارد آن‌
همان‌گونه که قبلا ذکر شد، غنّه به معنای خارج کردن صدا از فضای بالای بینی (خیشوم) است. اغلب موارد غنّه، در خلال بحثهای گذشته آورده شد، که برای تکمیل بودن این مبحث مجددا در این جا بر شمرده می‌شود:
الف- در هنگام ادغام نون ساکن و تنوین به حروف «یمون» ب- در موقع اجرای اخفاء، اعمّ از اخفاء تنوین و نون ساکن در حروف مابقی و اخفاء میم در نزد باء پ- در زمان تلفّظ میم و نون مشدّد. مانند: إنّ- أمّا- أمّیون- منّاع تذکر ۱- برای تکمیل شدن غنّه، باید به مقدار دو حرکت صدا را از خیشوم خارج کنیم. این مقدار بستگی به سرعت تلاوت دارد و باید شیوه آن از استاد آموخته شود.
تذکر ۲- واو و یاء مشدّد بطور معمول غنّه ندارد و فقط موقعی که نون ساکن و تنوین به این دو حرف می‌رسد، ادغام همراه با غنّه انجام می‌گیرد.
مانند: أو وزنوهم- أیّان
تمرین ضمن رعایت احکام تنوین و نون ساکن و نیز میم ساکن، موارد غنّه را رعایت نمایید:
ماءا بقدر فأسکنّاه- فأنشأنا لکم به جنّات من نخیل و أعناب ربّ انصرنی- قال عمّا قلیل لیصبحنّ نادمین- مبارکة زیتونة لدینا کتاب ینطق بالحقّ- إن کنتم مؤمنین- بابا ذا عذاب شدید کتاب أنزل إلیک فلا یکن فی صدرک حرج منه لتنذر به و جنّات من أعناب و الزّیتون و الرّمان مشتبها و غیر متشابه و زروع و مقام کریم- و ما أنتم بمعجزین- إن یتّبعون إلّا الظّنّ و لکلّ درجات ممّا عملوا- کم ترکوا من جنّات و عیون و لئن سألتهم من خلقهم لیقولنّ اللّه فأنّی یؤفکون یطاف علیهم بصحاف من ذهب و أکواب- خیر ثوابا و من النّخل من طلعها قنوان دانیة

احکام ادغام
غیر از آن موارد ادغام که در بحثهای گذشته ذکر شد، موارد دیگری نیز وجود دارد، که در دو بخش، ذیلا بیان می‌شود:
۱- ادغام مثلین‌
هر گاه دو حرف مثل هم، به گونه‌ای در کنار یکدیگر قرار داشته باشند که اوّلی ساکن و دومی متحرّک باشد، آن دو حرف در یکدیگر ادغام می‌شوند.
مانند: یدرککم- هل لنا- قد دخل- یوجّهه‌
۲- ادغام غیر مثلین «۱»
در بعضی از موارد، دو حرف ناهمگون که در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و اوّلی ساکن و دومی متحرّک است، در یکدیگر ادغام می‌شوند «۲»، که موارد آن
__________________________________________________
(۱) - با توجّه به اختلاف بین علمای تجوید و تداخل در تقسیم بندی ادغامهای متجانسین و متقاربین، این عنوان انتخاب شده است.
(۲) - در این نوع ادغام دو حرف یا هم مخرج هستند و یا قریب المخرج.

به شرح زیر است:
الف- حروف «ظ- ذ- ث» دو به دو با یکدیگر مانند: إذ ظلموا یلهث ذلک ب- حروف «ط- د- ت» دو به دو با یکدیگر. مانند: وجدت- همّت طائفة أحطت (هنگامی که حرف طاء در تاء ادغام می‌شود، صفت اطباق طاء باقی می‌ماند، و ادغام به صورت ناقص انجام می‌شود)
پ- «باء» ساکن در «میم» که تنها در سوره «هود» در عبارت «إرکب معنا» موجود است.
ت- «لام» ساکن در «راء». مانند: قل ربّی- بل ربّکم- بل رفعه اللّه استثناء: در عبارت «بل ران» در سوره مطفّفین، سکت انجام می‌شود و ادغام صورت نمی‌گیرد.
ث- «قاف» ساکن در «کاف» که تنها در عبارت «أ لم نخلقکم» در سوره مرسلات وجود دارد.

تمرین احکام ادغام را در عبارات زیر رعایت نمایید.
فما زالت تلک دعویهم- و قد دخلوا بالکفر- و لقد ترکناها ایة فلمّا أثقلت دعو اللّه ربّهما- فما حصدتم فذروه فی سنبله ودّت طائفة من أهل الکتاب لو یضلّونکم- أینما تکونوا یدرککم الموت- و لو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم- یا حسرتی علی ما فرّطت فی جنب اللّه- لئن بسطت إلیّ یدک لتقتلنی فقلنا اضرب بعصاک الحجر- یا بنیّ ارکب معنا- أو تترکه یلهث ذلک مثل القوم- أینما یوجّهه لا یأت بخیر- و قل ربّ اغفر و ارحم- کلّا بل ران علی قلوبهم- قد تبیّن الرّشد من الغیّ- و قل ربّ ارحمهما کما ربّیانی صغیرا- و صدّها ما کانت تعبد من دون اللّه

احکام مد
همان گونه که می‌دانید بعضی از حروف در قرآن با صدای کشیده قرائت می‌شوند. از صداهای کشیده «ا- او- ای» که در کلمات «اتونی» و «اوذینا» جمع شده‌اند، در تجوید به عنوان «حروف مدی» یاد شده است. هر گونه کشش اضافی در حروف مدی، در اصطلاح تجویدی «مد» نامیده می‌شود.
ایجاد کشش اضافی یا «مد»، نیازمند به «سبب» است، و این سبب «همزه» یا «سکون» «۱» است که باید بلافاصله، بعد از حروف مدی آمده باشد. مانند: سوء یشاء- سیئ- یس- ن- ضالّین‌
مراتب مد
با توجّه به آن که میزان کشش در انواع مدّ، متفاوت است، به ذکر مراتب مد می‌پردازیم:
__________________________________________________
(۱) - با توجّه به آن که حرف مشدّد عبارت است از دو حرف مثل هم، که اوّلی ساکن و دومی متحرّک است، اگر بعد از حرف مدی حرفی مشدّد باشد، موجب مد می‌گردد.

۱- قصر: به مقدار کشش طبیعی حروف مدی، بدون کشش اضافی، «قصر» گفته می‌شود، که مقدار آن یک «الف» «۱» است.
۲- فوق قصر: اندکی بیشتر از مد قصر، و مقدار آن دو الف است.
۳- توسط: مقداری بیشتر از فوق قصر، و مقدار آن سه الف می‌باشد.
۴- فوق توسط: کمی زیادتر از توسط، و میزان آن چهار الف است.
۵- طول: اندکی بیشتر از فوق توسط، و مقدار آن پنج الف می‌باشد.
لازم به ذکر است که «الف» اصطلاحی است که برای تقریب به ذهن گفته‌اند مقدار آن، زمان لازم برای خواباندن یک انگشت بطور متعارف بر کف دست می‌باشد، امّا باید دانست که مقدار زمان کشش در مراتب مختلف، به سرعت تلاوت بستگی دارد.
اقسام مد
«مد» با توجّه به نوع سبب و چگونگی قرار گرفتن حرف مدی و سبب مد در کنار یکدیگر، به اقسام مختلف تقسیم شده است که بدین شرح می‌باشد:
اشاره
۱- اگر سبب مد همزه باشد، دو نوع مد را موجب می‌گردد:
__________________________________________________
(۱) - با توجّه به اختلاف نظر علمای تجوید در این بحث، همان گونه که در مقدّمه این جزوه ذکر شد، نظر ابن جزری در کتاب «النشر فی القراءات العشر»/ ج ۱/ ص ۳۲۱. مورد توجّه قرار گرفته است.

الف- مد متصل
اگر همزه به همراه حرف مدی در یک کلمه قرار گرفته باشد، موجب «مد متصل» می‌شود. مانند: ساء- مریئا- لتنوء کشش این نوع مد، به مقدارهای توسط، فوق توسط و طول جایز است.
ب- مد منفصل
هنگامی که همزه و حرف مدی در یک کلمه، جمع نباشند، یعنی حرف مدی در آخر کلمه اوّل، و همزه در ابتدای کلمه بعدی باشد، باعث «مد منفصل» می‌گردد. مانند: قالوا إنّا- إنّا أنزلناه- فی أیّام- به ان کشش «مد منفصل» در مراتب قصر، فوق قصر توسط و فوق توسط جایز می‌باشد.
تذکر ۱- در رابطه با واقع بودن حرف مد و سبب آن در یک کلمه، نحوه کتابت ملاک نیست، بلکه اصل کلمه مورد نظر است. لذا در کلمه «هؤلاء» با توجّه به این که «ها» یک کلمه و «اولاء» یک کلمه دیگر است، گرچه به صورت یک کلمه نوشته می‌شوند، مد بین آنها، مد منفصل شمرده می‌شود.
تذکر ۲- رعایت تناسب در مدهای متصل و منفصل بسیار مهم و لازم است. یعنی قاری در تلاوت خود، باید همه مدهای متصل را به یک اندازه، و مدهای منفصل را نیز به مقدار واحد نگهدارد. ضمنا بهترین وجه در مدهای متصل و منفصل، کشش هر دو نوع مد، به میزان توسط می‌باشد، که به نظر اکثر علمای تجوید ارجح است.
۲- اگر سبب مد سکون باشد، باعث ایجاد دو نوع مد می‌شود:
الف- مد لازم‌
اگر سبب مد، سکون لازم باشد، یعنی به خاطر وقف ایجاد نشده باشد و در رسم الخط قرآن به وسیله «جزم» یا «تشدید» مشخص شده باشد، موجب «مد لازم» می‌گردد. مانند: ءالان- ضالّین- ص- دابّة کشش مد لازم را به مقدار «طول» دانسته‌اند.
ب- مد عارضی‌
هنگامی که سکون در آخر کلمه به خاطر وقف ایجاد شود موجب «مد عارضی» می‌گردد. مانند: رحیم- یعلمون- متاب کشش مد عارضی را در مراتب «قصر»، «توسط» و «طول» جایز شمرده‌اند.

مد لین‌
یکی دیگر از اقسام مد، «مد لین» است. مد لین از برخورد «واو ساکن ما قبل مفتوح» یا «یاء ساکن ما قبل مفتوح» با «سکون» ایجاد می‌شود. «۱»
اکثر قریب به اتّفاق موارد مد لین، در هنگام وقف ایجاد می‌شود و سکونی که سبب آن است، عارضی می‌باشد. مانند: إلیه- شیی- یوم- سوء تنها در تلفّظ «عین» در حروف مقطعه «حم عسق» و «کهیعص» در ابتدای سوره‌های «شوری» و «مریم» سبب مد، سکون لازم است.
میزان کشش مد لین در مراتب «قصر»، «توسط» و «طول» جایز می‌باشد.
تنها در حرف «عین» در سوره‌های مذکور، کشش آن به «توسط» یا «طول» اولی و ارجح است.
نکته قابل توجّه این که کشش صوت باید بر روی «یاء» یا «واو» ساکن و به نرمی صورت پذیرد. و از کشیدن فتحه حرف قبلی باید پرهیز شود.
__________________________________________________
(۱) - سبب مدّ لین فقط سکون می‌باشد.

تمرین
با توجّه به احکام مدّ عبارات زیر را قرائت نمایید.
إنّ هؤلاء لیقولون- لا إلی هؤلاء و لا إلی هؤلاء الم فأتوا بابائنا إن کنتم صادقین- و أوحینا إلی أمّ موسی أن أرضعیه- و یقول أین شرکائی الّذین کنتم تشاقّون فیهم قل الحمد للّه و سلام علی عباده الّذین اصطفی ءاللّه خیر أمّا یشرکون- یا موسی إنه أنا للّه العزیز الحکیم و أدخل یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء- قل ءالذّکرین حرّم أم الأنثیین قل لا أقول لکم عندی خزائن اللّه و لا أعلم الغیب حم عسق- و لقد أرسلنا إلی أمم من قبلک فاخذناهم بالبأساء و الضرّاء لعلّهم یتضرّعون- حتّی إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتة فإذا هم مبلسون- أولئک ما کان لهم أن یدخلوها إلّا خائفین- کهیعص

چند حکم استثنایی‌
اشمام‌
«اشمام» در تجوید به معنای جمع کردن لبها به نشانه ضمّه است و تنها در یک مورد، در قرآن اعمال شده است و آن در کلمه «لا تامنا» در سوره «یوسف» است. این کلمه در اصل «لا تامننا» بوده است که دو حرف «نون» در یکدیگر ادغام شده‌اند. لذا در ابتدای غنّه نون مشدّد باید لبها را به نشانه ضمّه جمع نمود. البتّه این عمل در صورت تأثیری ندارد، و فقط دیده می‌شود.
اماله‌
اماله
«اماله» در تجوید به معنای میل دادن «الف» به سوی «یاء» است، و تنها در کلمه «مجریها» در سوره «هود» به آن عمل می‌شود، یعنی در تلفّظ الف بعد از راء، آن را به سوی یاء میل می‌دهیم.
تسهیل
«تسهیل» در تجوید به معنای تلفّظ همزه به صورت آوایی بین همزه و الف است، و فقط در کلمه «ء أعجمیّ» در سوره «فصّلت» همزه دوم تسهیل می‌شود.
تذکر: نحوه اجرای احکام فوق باید از استاد فرا گرفته شود.

آشنایی با رموز وقف در قرآن‌
بحث در مورد وقف و انواع آن، در کتابهای مربوط صورت گرفته است که علاقه‌مندان می‌توانند به این نوع کتابها مراجعه نمایند. «۱»
امّا در بین آیات قرآن با علایمی مواجه می‌شویم که هر کدام معنای خاصی دارند و آشنایی با این رموز به قاری در تلاوت صحیح کمک می‌کند.
در این قسمت بطور اختصار، این علایم را بررسی می‌کنیم:
«م»: علامت وقف لازم است، یعنی وصل کلمه‌ای که این علامت در بالای آن گذاشته شده است به کلمه بعدی، موجب تغییر معنا و خطاست. مانند:
إنّما یستجیب الّذین یسمعون و الموتی یبعثهم اللّه «لا»: علامت ممنوع بودن وقف است، و وصل آن لازم می‌باشد مانند:
الّذین تتوفّیهم الملئکة طیّبین یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنّة «ج»: علامت وقف جایز است، یعنی هم وقف و هم وصل آن جایز است. مانند:
نحن نقصّ علیک نباهم بالحقّ انّهم فتیة امنوا برّبهم
__________________________________________________
(۱) - یکی از کتابهایی که در این زمینه، در دسترس علاقه‌مندان است، کتاب «معالم الاهتداء» تألیف شیخ محمود خلیل حصری است که به فارسی نیز تحت همین عنوان ترجمه و چاپ شده است.
«صلی»: علامت وقف جایز همراه با برتری و اولویت وصل است. مانند:
قال سوف أستغفر لکم ربّی صلی انّه هو الغفور الرّحیم «قلی»: علامت وقف جایز همراه با برتری و اولویت وقف است. مانند:
و جعل بین البحرین حاجزا قلی ءإله مع اللّه «::»: علامت وقف معانقه است، یعنی اگر بر یکی از آنها وقف شود، باید دیگری را وصل نمود. مانند:
ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین‌
جواد سادات فاطمی
منبع : مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

دیدگاه‌ها  

0 #1 Ajmal Armani 1396-06-15 14:14
سلام یک کاپی احکام تجوید کامل لازم بود
تشکر
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید