آموزش روخوانى قرآن
براى آموختن و يادگيرى روخوانى قرآن بايد با سه چيز آشنا شويم:
الف. حروف قرآن
ب. علائم قرآن
ج. قواعد قرآن
الف. حروف قرآن
براى آموختن هر زبانى، اوّل بايد با حروف الفباى آن زبان آشنا شويم. مى دانيد كه قرآن به زبان عربى است; پس براى يادگيرى روخوانى قرآن، اوّل بايد با حروف الفباى عربى آشنا گرديم.
۱. تعداد حروف
حروف الفباى عربى همان حروف الفباى فارسى است، با اين تفاوت كه چهار حرف (پ، چ، ژ، گ)(۷ ) در زبان عربى وجود ندارند. پس زبان عربى داراى بيست و هشت (۲۸) حرف است.(۸ )
۲. شكل ها و اسم هاى حروف
شكل ها و اسم هاى حروف عربى عبارتند از:

شماره

شكل حرف

اسم حرف

شماره

شكل حرف

اسم حرف

1

ا (ء)

الف(همزه)(9 )

15

ض

ضاد

2

ب

باء

16

ط

طاء

3

ت

تاء

17

ظ

ظاء

4

ث

ثاء

18

ع

عَين

5

ج

جيم

19

غ

غَين

6

ح

حاء

20

ف

فاء

7

خ

خاء

21

ق

قاف

8

د

دال

22

ك(10 )

كاف

9

ذ

ذال

23

ل

لام

10

ر

راء

24

م

ميم

11

ز

زاء (زاى)

25

ن

نون

12

س

سين

26

ه

هاء

13

ش

شين

27

و

واو(11 )

14

ص

صاد

28

ى

ياء

 
تـوجّه
 
* بعضى از حروف زبان فارسى و عربى به دو شكل بزرگ (آخر) و كوچك (غيرآخر) نوشته مى شوند. اين حروف عبارتند از: (ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، س ، ش ، ص ، ض ، ع ، غ ، ف ، ق ، ك ، ل ، م ، ن ، ه ، ى ). مثلاً حرف هاى باء، جيم، و ياء به اين دو شكل نوشته مى شوند:
( ب ـ بــ )، ( ج ـ جــ )، ( ى ـ يــ ).(۱۲ ) شكل اين حروف در زبان فارسى و عربى يكسان است، به جز حرف تاء ( ت ) كه در زبان عربى به دو شكل ( ـة ) و ( ة ) نيز نوشته مى شود.(۱۳ )
* در زبان عربى، در آخـِر اسـم بعضى از حـرف ها «همـزه» قرار دارد. اين همزه نوشته مى شود، امّا خوانده نمى شود تا خواندنِ آن حرف راحت تر باشد.(۱۴ ) مثلاً حرف ( ت ) با همزه و به صورت ( تاء ) نوشته مى شود، ولى بدون همزه و به صورت ( تا ) خوانده مى شود.
 
 پرسش :
 
۱. زبان عربى داراى چند حرف است؟
۲. كدام حروف فارسى در زبان عربى نيستند؟
۳. شكل كدام حروف عربى با شكل آن ها در زبان فارسى تفاوت دارد؟
 ۴. شكل بزرگ (آخر) و شكل كوچك (غيرآخـِر) كدام حروف يكسان است؟
۵. در آخر اسم كدام حروف عربى همزه قرار دارد؟ آيا اين همزه خوانده مى شود؟
 
تمرين :
اسم هر يك از چهارده حرف زير را بنويسيد:
ا (ء) ، ت ، ج ، ذ ، ز ، ش ، ض ، ط ، ع ، ل ، ن ، ه ، و ، ى.
۳ . حروف مُقَطَّعه
از مجموع ۱۱۴ سوره قرآن، ۲۹ سوره با حروفى آغاز مى شوند كه بايد جدا جدا و با اسم هاى مخصوص خودشان خوانده شوند. اين حروف را «حروف مُقَطَّعه» (۱۵ ) مى نامند. مثلاً در آغاز سوره بقره، عبارت (الم) آمده است كه چنين خوانده مى شود: (الف، لام، ميم).
مجموع اين حروف، ۷۸ حرف است كه اگر حرف هاى تكرارى شان را كنار بگذاريم، ۱۴ حرف باقى مى مانند. اكنون با اين حروف و اسم هاشان آشنا مى شويد:(۱۶ )

1

ا

الف

2

ح

حاء

3

ر

راء

4

س

سين

5

ص

صاد

6

ط

طاء

7

ع

عَين

8

ق

قاف

9

ك

كاف

10

ل

لام

11

م

ميم

12

ن

نون

13

ه

هاء

14

ى

ياء


همان گونه كه مى بينيد حروفى كه آخرشان همزه ( ء ) است،بدون همزه خوانده مى شوند، مثلاً ( طه ) به اين صورت خوانده مى شود:( طا ـ ها ).
همه عبارت هاى داراى حروف مقطّعه ـ بدونِ آوردنِ عبارت هاى تكرارى ـ به صورت يك حرفى، دوحرفى، سه حرفى، چهارحرفى، و پنج حرفى عبارتند از:

شماره

نام سوره

حروف مقطّعه

طرزخواندن حروف مقطّعه

1

صاد

ص

صآد

2

قاف

ق

قآف

3

قلم

ن

نون

4

فُصِّلَت

حم

حا ـ ميم

5

دُخان

حم

حا ـ ميم

6

مؤمن

حم

حا ـ ميم

7

زُخرُف

حم

حا ـ ميم

8

جاثِيَه

حم

حا ـ ميم

9

اَحقاف

حم

حا ـ ميم

10

نَمل

طس

طا ـ سين

11

ياسين

يس

يا ـ سين

12

طاها

طه

طا ـ ها

13

يونُس

الر

الف ـ لآم ـ را

14

هود

الر

الف ـ لآم ـ را

15

يوسُف

الر

الف ـ لآم ـ را

16

ابراهيم

الر

الف ـ لآم ـ را

17

حِجر

الر

الف ـ لآم ـ را

18

بَقَره

الم

الف ـ لآم ـ ميم

19

روم

الم

الف ـ لآم ـ ميم

20

آلِ عِمران

الم

الف ـ لآم ـ ميم

21

عَنكَبوت

الم

الف ـ لآم ـ ميم

22

لُقمان

الم

الف ـ لآم ـ ميم

23

سَجده

الم

الف ـ لآم ـ ميم

24

شُعَراء

طسم

طا ـ سين ـ ميم

25

قَصَص

طسم

طا ـ سين ـ ميم

26

رَعد

المر

الف ـ لآم ـ ميم ـ را

27

اَعراف

المص

الف ـ لآم ـ ميم ـصآد

28

شورى

حمعسق

حا ـ ميم ـ عَين ـسين ـ قآف

29

سوره مَريَم

كهيعص

كآف ـ ها ـ يا ـ عَين ـ صآد


 
تذكّر
* بالاى برخى از حروف مقطّعه، علامت مَدّ (~) وجود دارد.(۱۷ ) به هنگامِ تلفّظ، بايد اين حروف را به صورتِ كشيده بخوانيم.
* اسم برخى از حروف زبان عربى با زبان فارسى تفاوت دارد. براى نشان دادن اين تفاوت، در قرآن هايى كه به شيوه فارسى علامت گذارى شده اند، علامتى به شكل الف كوتاه ( ا ) روى برخى از حروف مقطّعه گذاشته مى شود تا قارىِ(۱۸ ) فارسى زبان، آن ها را صحيح و درست بخواند; مثلاً حم را به صورت (حا ـ ميم) بخواند، نه به صورت (حِ ـ ميم).
 پرسش :
 
۱. چند سوره قرآن با «حروف مقطّعه» آغاز مى شوند؟
۲. «حروف مقطّعه» به چه حروفى گفته مى شود؟
۳. مجموع «حروف مقطّعه» چند حرف است؟
۴. اگر حرف هاى تكرارى را كنار بگذاريم، چند حرف از «حروف مقطّعه» باقى مى مانند؟ اسم هر يك را ذكر كنيد.
۵. «حروف مقطّعه» اى كه در آخرشان همزه ( ء) است، چگونه خوانده مى شوند؟
۶. «حروف مقطّعه» در كدام عبارت جمع شده اند؟
۷. «حروف مقطّعه» به صورت هاى چندحرفى هستند؟
۸. چرا بالاى برخى از «حروف مقطّعه» علامتى به شكل الفِ كوتاه ( ا ) مى گذارند؟
تمرين:
اين «حروف مقطّعه» را بخوانيد:
ق ـ يس ـ الر ـ المص ـ كهيعص ـ ن ـ طس ـ الم ـ المر ـ حم ـ عسق.

ب . علائم قرآن
«علائم» قرآن به ما كمك مى كنند كه حروف قرآن را بخوانيم. مهم ترين علائم روخوانى قرآن عبارتند از:

شماره

اسم علام

1

فَتحـه

2

كَسره

3

ضَمّه

4

الفِ مَدّى

5

ياءِ مَدّى

6

واوِ مَدّى

7

سُكُون

8

تَشْديد

9

تَنْوينِ نَصْب

10

تَنْوينِ جَرّ

11

تَنْوينِ رَفْع

12

مَـدّ

13

وَصْـل


۱. فَتحـه ( ــــَــ )
علامت فَتحه(۱) ( ــــَــ ) بالاىِ حرف قرار مى گيرد; به اين ترتيب:
اَ (ءَ) ـ بَ ـ تَ ـ ثَ ـ جَ ـ حَ ـ خَ ـ دَ ـ ذَ ـ رَ ـ زَ ـ سَ ـ شَ ـ صَ ـ ضَ ـ طَ ـ ظَ ـ عَ ـ غَ ـ فَ ـ قَ ـ كَ ـ لَ ـ مَ ـ نَ ـ هَ ـ وَ ـ ىَ .
به حرفى كه علامت فتحه بالاىِ آن باشد، مَفتوح مى گويند. هر حرفِ «مفتوح» يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد. اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى(

باهم (تَركيبى(

لَكَ

لـَـكَ

لَكَ

تَرَ

تَــرَ

تَرَ

مَعَ

مَــعَ

مَعَ

فَعَلَ

فَــعـَـلَ

فَعَلَ

وَقَبَ

وَقَــبَ

وَقَبَ


توجّه
* صداى فتحه در زبان عربى با صداى فتحه در زبان فارسى تفاوت ندارد.
پرسش :
۱. چه چيزهايى به ما كمك مى كنند كه حروف قرآن را بخوانيم؟
۲. مهم ترين علائمِ روخوانى قرآن را نام ببريد.
۳. علامت فتحه كجاى حرف قرار مى گيرد؟
۴. فتحه به چه معناست و چرا به آن، فتحه گفته مى شود؟
۵. در زبان فارسى، علامت فتحه را چه مى نامند؟
۶. به حرفى كه علامت فتحه بالاى آن باشد، چه مى گويند؟
۷. هر حرف «مفتوح» چند بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
۸. آيا صداى فتحه در زبان عربى با صداى فتحه در زبان فارسى تفاوت دارد؟
تمرين :
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
خَلَقَ ـ كَسَبَ ـ حَسَدَ ـ جَعَلَ ـ جَمَعَ ـ كَتَبَ ـ مَنَعَكَ ـ شَجَرَتَ ـ فَقَدَرَ ـ فَخَرَجَ ـ خَلَقَكَ ـ وَ وَجَدَكَ ـ وَ يَذَرَكَ ـ فَعَدَلَكَ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه همه حرف هاى آن ها علامت فتحه داشته باشند.
۲. كَسره ( ــــِــ )
علامتِ كَسره(۲ ) ( ــــِــ ) زيرِ حرف قرار مى گيرد; به اين ترتيب:
اِ (ءِ)(۳ ) ـ بِ ـ تِ ـ ثِ ـ جِ ـ حِ ـ خِ ـ دِ ـ ذِ ـ رِ ـ زِ ـ سِ ـ شِ ـ صِ ـ ضِ ـ طِ ـ ظِ ـ عِ ـ غِ ـ فِ ـ قِ ـ كِ ـ لِ ـ مِ ـ نِ ـ هِ ـ وِ ـ ىِ.
به حرفى كه علامت كسره زيرِ آن باشد، مَكسور مى گويند. هر حرف مكسور يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد. اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى)

باهم (تَركيبى)

مِنَ

مــِـنَ

مِنَ

حَطَبِ

حـَـطَـبِ

حَطَبِ

بَلَدِ

بــَـلَــد

بَلَدِ

فَلَقِ

فــَـلَــقِ

فَلَقِ

مَلِكِ

مــَـلِــكِ

مَلِكِ


توجّه
* صداى كسره در زبان عربى با صداى كسره در زبان فارسى كمى تفاوت دارد. صداى كسره در زبان عربى به حرف «ياء» تمايل دارد و شبيه صداى «اى» است، امّا داراى كشيدگى نيست.
پرسش :
۱. علامت كسره كجاى حرف قرار مى گيرد؟
۲. به حرفى كه علامت كسره زيرِ آن باشد، چه مى گويند؟
۳. هر حرف «مكسور» چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
۴. كسره به چه معناست و چرا به آن، كسره گفته مى شود؟
۵. در زبان فارسى، علامت كسره را چه مى نامند؟
۶. صداى كسره در زبان عربى با صداى كسره در زبان فارسى چه تفاوتى دارد؟
تمرين:
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
هِىَ ـ لِمَ ـ بِمَ ـ وَلِىَ ـ أَقِمِ ـ أَبَتِ ـ كَمَثَلِ ـ بِيَدِكَ ـ قِبَلَكَ ـ فَصَعِقَ ـ لِيَذَرَ ـ فَلَبِثَ ـ أَفَحَسِبَ ـ أَفَأَمِنَ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه هم علامت فتحه و هم علامت كسره داشته باشند.
۳ ـ  ضمّه ( ــــُــ )
علامت ضَمّه(۴) ( ــــُــ ) بالاى حرف قرار مى گيرد; به اين ترتيب:
اُ (ءُ) ـ بُ ـ تُ ـ ثُ ـ جُ ـ حُ ـ خُ ـ دُ ـ ذُ ـ رُ ـ زُ ـ سُ ـ شُ ـ صُ ـ ضُ ـ طُ ـ ظُ ـ عُ ـ غُ ـ فُ ـ قُ ـ كُ ـ لُ ـ مُ ـ نُ ـ هُ ـ وُ ـ ىُ.
به حرفى كه علامت ضمّه بالاى آن باشد، مَضموم مى گويند. هر حرف مضموم يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد. اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى)

باهم (تَركيبى)

هُوَ

هُــوَ

هُوَ

صَمَدُ

صَــمَــدُ

صَمَدُ

فَهُوَ

فَــهُــوَ

فَهُوَ

عُقَدِ

عُــقَــدِ

عُقَدِ

خُلِقَ

خُــلِــقَ

خُلِقَ


توجّه
* صداى ضمّه در زبان عربى با صداى ضمّه در زبان فارسى كمى تفاوت دارد. صداى ضمّه در زبان عربى به حرف «واو» تمايل دارد و شبيه صداى «اُو» است، امّا داراى كشيدگى نيست.
* به سه علامت فتحه و كسره و ضمّه، «حركت هاى كوتاه» يا «صداهاى كوتاه» نيز گفته مى شود.
پرسش :
۱. علامت ضمّه كجاى حرف قرار مى گيرد؟
۲. به حرفى كه علامت ضمّه بالاى آن باشد، چه مى گويند؟
۳. هر حرف «مضموم» چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
۴. ضمّه به چه معناست و چرا به آن، ضمّه گفته مى شود؟
۵. در زبان فارسى، علامت ضمّه را چه مى نامند؟
۶. صداى ضمّه در زبان عربى با صداى ضمّه در زبان فارسى چه تفاوتى دارد؟
۷. به سه علامت فتحه و كسره و ضمّه چه گفته مى شود؟
تمرين :
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
يَكُ ـ جُعِلَ ـ صُحُفُ ـ سُبُلَ ـ مَطَرُ ـ حَسُنَ ـ يَضَعُ ـ يَصِلُ ـ فَبُهِتَ ـ رُسُلِكَ ـ لَنُبِذَ ـ سَنَسِمُهُ ـ رَزَقَكُمُ ـ وَ بَصَرُكَ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه هم علامت فتحه و هم علامت كسره و هم علامت ضمّه داشته باشند.


۴. الفِ مَدّى ( ــــَــ ا ) (صداى كشيده فتحه)
گـاهى پس از صـداى كوتاه فتحه، حرف الف قرار مى گيرد: ( ــــَــ ا)
در اين حالت، به هنگام خواندن، صداى فتحه دو برابر كشيده مى شود. به همين دليل، به اين الف، (الفِ مَدّى)(۵) يا (صداى كشيده فتحه) مى گويند; مانند مَا .
روش تلفّظ يا اَدا كردنِ «الف مدّى» به اين صورت است:
صداى كوتاه فتحه + مقدارى كشش = صداى كشيده فتحه.
يا به بيانِ كوتاه تر:
فتحه + مقدارى مدّ = الف مدّى.
صداى الف مدّى پس از هشت حرفِ ( خ ، ص ، ض ، ط ، ظ ، غ ، ق ، ر ) و گاه پس از حرف (ل)(۶) به صورت درشت و غليظ و شبيه صداى «آ» در زبان فارسى خوانده مى شود. امّا پس از بقيّه حروف و گاه نيز پس از حرف (ل) به صورت نازك و رقيق و شبيه صداى «فتحه» ، ولى با دو برابر مدّ و كشش، تلفّظ و اَدا مى گردد.(۷)
در قرآن هايى كه به شيوه فارسى علامت گذارى مى شوند، فتحه پيش از الف مدّى ( ـــَــ ا ) به صورت ايستاده ( ــ ا ) نوشته مى شود تا معلوم گردد كه فتحه بايد با صداى كشيده خوانده شود; به اين ترتيب:
ا (ءا) ـ با ـ تا ـ ثا ـ جـا ـ حـا ـ خـا ـ دا ـ ذا ـ را ـ زا ـ سا ـ شا ـ صا ـ ضا ـ طا ـ ظا ـ عا ـ غا ـ فا ـ قا ـ كا ـ لا ـ ما ـ نا ـ ها ـ وا ـ يا.
اكنون به چند مثال از كلماتِ داراى الف مدّى بنگريد:
إِلـهِ ، قامَ ، نَريكَ ، عَلـى ، صَلـوةَ .
در قرآن هايى كه به شيوه عربى علامت گذارى مى شوند، گاه الف مدّى با گذاشتن يك الف كوچك و كوتاه در كنار فتحه ( ـــَـــــ ) نشان داده مى شود; به اين ترتيب: مَـلِكِ به جاى مَالِكِ و صِرَ طَ به جاى صِرَاطَ.
شكل هاى الف مدّى
۱. به صورت الف كوتاه مانند إِلـهِ .
۲. به صورت الف كوتاهِ همراه با الف بزرگ مانند قامَ.
۳. پيش از حرف ياء كوچك مانند نَريكَ.
۴. پيش از حرف ياء بزرگ مانند عَلـى.
۵. پيش از حرف واو مانند صَلـوةَ.(۸)
اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى)

باهم (تَركيبى)

فَراشِ

فَــراشِ

فَراشِ

طَعام

طَــعام

طَعام

مالَها

مالَــها

مالَها

قارِعَةُ

قارِعَــةُ

قارِعَةُ

صالِحاتِ

صالِــحاتِ

صالِحاتِ


تذكّر
* الف مدّى همراه با حرفِ مفتوحِ پيش از خود، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.
پرسش :
۱. «الف مدّى» چيست؟
۲. «مَدّ» يعنى چه؟
۳. چرا به صداهاى كشيده «حروف مدّى» مى گويند؟
۴. «الف مدّى» چگونه تلفّظ يا اَدا مى شود؟
۵. چه هنگامى «الف مدّى» به صورت درشت و غليظ; و چه هنگامى به صورت نازك و رقيق تلفّظ و اَدا مى شود؟
۶. صداى «الف مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد؟
۷. چرا «الف مدّى» گاه به صورت نازك و رقيق، و گاه به صورت درشت و غليظ تلفّظ و ادا مى شود؟
۸. در قرآن هايى كه به شيوه فارسى علامت گذارى مى شوند، فتحه پيش از «الف مدّى» به چه صورت نوشته مى شود؟ چرا؟
۹. در قرآن هايى كه به شيوه عربى علامت گذارى مى شوند، گاه «الف مدّى» به چه صورت نشان داده مى شود؟
۱۰. شكل هاى «الف مدّى» را ذكر كنيد.
۱۱. «الف مدّى» همراه با حرفِ مفتوح پيش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
تمرين :
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
ناسِ ـ مالَ ـ إِذا ـ ذاتَ ـ كانَ ـ قالَ ـ إِلـى ـ جِبالُ ـ سُكارى ـ فَذلِكَ ـ تَكاثُرُ ـ مَقابِرَ ـ زَكوةَ ـ شانِئَكَ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى «الف مدّى» باشند.


۵ . ياءِ مَدّى ( ــــِ ى ) (صداى كشيده كسره)
گاهى پس از صداى كوتاه كسره، حرف ياء قرار مى گيرد: ( ــــِ ى ). در اين حالت، به هنگام خواندن، صداى كسره دو برابر كشيده مى شود. به همين دليل، به اين ياء، (ياءِ مَدّى) يا (صداى كشيده كسره) مى گويند; مانند فِى .
روش تلفّظ يا ادا كردنِ «ياء مدّى» به اين صورت است:
صداى كوتاه كسره + مقدارى كشش = صداى كشيده كسره.
يا به بيانِ كوتاه تر:
كسره + مقدارى مدّ = ياء مدّى.
صداى ياء مدّى پس از تمامى حروف يكسان است. اين صدا شبيه صداى (اى) در فارسى و حدود دو شماره است.
در قرآن هايى كه به شيوه فارسى علامت گذارى مى شوند، كسره پيش از ياء مدّى ( ــــِ ى ) به صورت ايستاده ( ــــ ى ) نوشته مى شود تا معلوم گردد كه كسره بايد با صداى كشيده خوانده شود; به اين ترتيب:
اى (ءى) ـ بى ـ تى ـ ثى ـ جى ـ حى ـ خى ـ دى ـ ذى ـ رى ـ زى ـ سى ـ شى ـ صى ـ ضى ـ طى ـ ظى ـ عى ـ غى ـ فى ـ قى ـ كى ـ لى ـ مى ـ نى ـ هى ـ وى ـ يى.
اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى)

باهم (تَركيبى)

تىنِ

تيــنِ

تينِ

رَحىم ِ

رَحيــم ِ

رَحيم ِ

جىدِها

جيــدِها

جيدِها

أَبابىلَ

أَبابيلَ

أَبابيلَ

سافِلىنَ

سافِـليــنَ

سافِلينَ


توجّه
* ياء مدّى همراه با حرفِ مكسورِ پيش از خود، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.
* گاه به جاى اينكه كسره ايستاده را زير حرفِ پيش از ياء مدّى قرار دهند، آن را زير خودِ ياء مدّى مى نويسند; مانند فى به جاى فى .
پرسش :
۱. «ياء مدّى» چيست؟
۲. «ياء مدّى» چگونه تلفّظ يا ادا مى شود؟
۳. صداى «ياء مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد و حدود چند شماره است؟
۴. در قرآن هايى كه به شيوه فارسى علامت گذارى مى شوند، كسره پيش از «ياء مدّى» به چه صورت نوشته مى شود؟ چرا؟
۵ . «ياء مدّى» همراه با حرفِ مكسورِ پيش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
۶ . گاه كسره ايستاده در ياء مدّى را زير كدام حرف قرار مى دهند؟
تمرين :
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
أَبى ـ فيلِ ـ أَمينِ ـ فيها ـ دينِ ـ يَتيمَ ـ يَقينِ ـ جَحيمَ ـ نَعيمِ ـ عالَمينَ ـ لاِيلافِ ـ مَوازينُ ـ سينينَ ـ حاكِمينَ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى «ياء مدّى» باشند.


۶ . واوِ مَدّى ( ــــُـ و ) (صداى كشيده ضمّه)
گاهى پس از صداى كوتاه ضمّه، حرف واو قرار مى گيرد: ( ــــُـ و ). در اين حالت، به هنگام خواندن، صداى ضمّه دو برابر كشيده مى شود. به همين دليل، به اين واو، (واوِ مَدّى) يا (صداى كشيده ضمّه) مى گويند; مانند طُورِ .
روش تلفّظ يا ادا كردنِ «واو مدّى» به اين صورت است:
صداى كوتاه ضمّه + مقدارى كشش = صداى كشيده ضمّه.
يا به بيانِ كوتاه تر:
ضمّه + مقدارى مدّ = واو مدّى.
صداى واو مدّى پس از تمامى حروف يكسان است. اين صدا شبيه صداى (او) در فارسى و حدود دو شماره است.
در قرآن هايى كه به شيوه فارسى يا عربى علامت گذارى مى شوند، شكل نگارش واومدّى يكسان است; به اين ترتيب:
اُو (ءُو) ـ بُو ـ تُو ـ ثُو ـ جُو ـ حُو ـ خُو ـ دُو ـ ذُو ـ رُو ـ زُو ـ سُو ـ شُو ـ صُو ـ ضُو ـ طُو ـ ظُو ـ عُو ـ غُو ـ فُو ـ قُو ـ كُو ـ لُو ـ مُو ـ نُو ـ هُو ـ وُو ـ يُو.
اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى)

باهم (تَركيبى)

صُدُور

صُــدُور

صُدُور

قُبُورِِ

قُــبُورِِ

قُبُورِِ

مُوقَدَةُ

مُوقَــدَةُ

مُوقَدَةُ

كافِرُونَ

كافِــرُونَ

كافِرُونَ

عابِدُون

عابِــدُون

عابِدُون


تذكّر
* به حرفى كه حركت داشته باشد، حرف مُتَحَرِّك يا حرف حركت دار مى گويند.
* واو مدّى همراه با حرفِ مضمومِ پيش از خود، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.
* همان گونه كه اشاره شد، به سه حرف الف مدّى، ياء مدّى و واو مدّى، «حروف مدّى» يا «صداهاى كشيده» مى گويند.
* با توجّه به آنچه گفته شد، حروف مدّى عبارتند از:
۱. الفى كه پيش از آن، حرف مفتوح است (الفِ ماقَبلْ مفتوح).
۲. يايى كه پيش از آن، حرف مكسور است (ياءِ ماقَبلْ مكسور).
۳. واوى كه پيش از آن، حرف مضموم است (واوِ ماقَبْل مضموم).
پرسش :
۱. «واو مدّى» چيست؟
۲. «واو مدّى» چگونه تلفّظ يا ادا مى شود؟
۳. صداى «واو مدّى» به كدام صداى زبان فارسى شباهت دارد و حدود چند شماره است؟
۴. آيا در قرآن هايى كه به شيوه فارسى يا عربى علامت گذارى مى شوند، شكل «واو مدّى» تفاوت دارد؟
۵. «حرف مُتَحَرِّك» چه حرفى است؟
۶. «واو مدّى» همراه با حرفِ مضمومِ پيش از خود، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟
تمرين :
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
رُوحُ ـ مُوسى ـ ساهُونَ ـ ماعُونَ ـ يَمُوتُ ـ أَعُوذُ ـ كاتِبُونَ ـ تَصِفُونَ ـ يُوفُونَ ـ يَقُولُونَ ـ يَزالُونَ ـ أُوتُوهُ ـ قُلُوبُكُما ـ يَتَغامَزُونَ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى «واو مدّى» باشند.


۷ . سُكون ( ــــْــ )
«سُكون» يعنى «حركت نداشتن» . علامت سكون ( ــــْــ ) بالاى حرف قرار مى گيرد. به حرفى كه هيچ حركتى ندارد و داراى علامت سكون است، ساكِن(۹) مى گويند.
حرف ساكن به تنهايى خوانده نمى شود، زيرا حركت ندارد. بنابراين، حرف ساكن به كمكِ حرفِ حركت دارِ پيش از خود خوانده مى شود.(۱۰)حرف ساكن و حرف متحرّكِ پيش از آن، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند.
اكنون به مثال هاى زير توجّه كنيد و آن ها را بخوانيد:

مثال

جداگانه (تَفكيكى)

باهم (تَركيبى)

بَعْدُ

بَعْــدُ

بَعْدُ

نَعْبُدُ

نَعْــبُــدُ

نَعْبُدُ

أَرْسَلَ

أَرْسَــلَ

أَرْسَلَ

أَنْعَمْتَ

أَ نْــعَمْــتَ

أَنْعَمْتَ

ىُوَسْوِسُ

يُـوَسْــوِسُ

يُوَسْوِسُ


توجّه
* در بسيارى از قرآن ها، علامت سكون به شكل ( ــــــ ) يا به صورت ( ــــــ ) است. پس علامت ( ـــْـ ) = ، .
* اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) يا (ياء ساكن) قرار گيرد، بايد فتحه به نرمى تلفّظ يا ادا شود. يعنى به هنگام خواندن، نبايد فتحه به ضمّه يا كسره تبديل شود. مثلاً:
كَوْثَرَ درست است نه كُوْثَرَ ;
همچنين
كَيْفَ درست است نه كِيْفَ.(۱۱)
* اگر پيش از يك حرف ساكن، حرف ساكن ديگرى نيز وجود داشته باشد، هر دو حرف ساكن به كمكِ حرف قبلى خوانده مى شوند و همراه با آن، يك بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند. به اين مثال ها توجّه كنيد:
فَتْحْ، خَوْفْ، بَيْتْ، صَيْفْ، قُرَيْشْ، عَصْرْ، خُسْرْ، صَبْرْ، قَدْرْ، شَهْرْ، أَمْرْ، فَجْرْ.
* اگر پيش از حرف ساكن، يكى از حروف مدّ (صداهاى كشيده) باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به كمك حرف قبلى خوانده مى شوند و همراه با آن، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند; مانند ناسْ، دينْ، ماعُونْ.
پرسش :
۱. سكون به چه معناست و علامت سكون كجاى حرف قرار مى گيرد؟
۲.به چه حرفى «ساكن» مى گويند؟
۳. آيا حرف ساكن به تنهايى خوانده مى شود؟ چرا؟
۴. حرف ساكن به كمك چه حرفى خوانده مى شود و همراه با آن، چند بخش از كلمه را تشكيل مى دهد؟
۵. آيا حرف ساكن در آغاز كلمه قرار مى گيرد؟ چرا؟
۶. علامت سكون به چه شكل هايى نوشته مى شود؟
۷. اگر پس از صداى فتحه، حرف (واو ساكن) يا (ياء ساكن) قرار گيرد، فتحه بايد چگونه خوانده شود؟
۸. لين به چه معناست; و به چه حرف هايى، «حروف لين» مى گويند؟
۹. اگر پيش از يك حرف ساكن، حرف ساكن ديگرى نيز وجود داشته باشد به چه صورت خوانده مى شود؟ در اين هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكيل مى شود؟
۱۰. اگر پيش از حرف ساكن، يكى از حروف مدّ باشد، حرف ساكن و حرف مدّ به چه صورت خوانده مى شوند؟ در اين هنگام، چند بخش جداگانه از كلمه تشكيل مى شود؟
تمرين :
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
مِنْ ـ لَوْ ـ فَجْرِ ـ نَصْرُ ـ صَدْرَكَ ـ بِحَمْدِ ـ لَمْ يَكُنْ ـ فَوَسَطْنَ ـ زُلْزِلَتِ ـ أَغْنى ـ رَدَدْناهُ ـ زِلْزالَها ـ بِأَصْحابِ ـ أَفَلايَعْلَمُ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت سكون باشند.


۸ . تَشديد ( ـــّـ )
هر حرفى كه علامت تَشديد ( ـــّـ ) بالاى آن باشد، در هنگام خواندن، بدون فاصله و قطع صدا، به صورت دو حرف خوانده مى شود، به گونه اى كه به هنگام خواندن، حرف اوّل، ساكن، و حرف دوم، حركت دار تلفّظ مى شود. حرفى كه علامت تشديد دارد، محكم و با شدّت خوانده يا اَدا مى شود; از اين رو آن را «حرف مُشَدَّد» مى نامند.
بنابراين، «حرف مشدّد» در حقيقت شامل دو حرف است كه اوّلى حركت ندارد. به همين دليل، حرف مُشدّد مانند حرف ساكن، به تنهايى خوانده نمى شود و در آغاز كلمه قرار نمى گيرد. پس حرف مشدّد به كمك حرفِ حركت دارِ قبلى خوانده مى شود. حرفِ حركت دارِ قبلى با حرفِ مشدّد، دو بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهند; به اين ترتيب:
تَبَّ كه خوانده مى شود:تَبْبَ .
كُلِّ كه خوانده مى شود: كُلْلِ .
أُمُّ كه خوانده مى شود:أُمْمُ .
إِنّا كه خوانده مى شود: إِنْ نا .
رَبّى كه خوانده مى شود: رَبْ بى .
يُصِرُّونَ كه خوانده مى شود: يُصِرْرُونَ .
تذكّر
* براى آنكه مفهوم تشديد بهتر فهميده شود، حرف مشدّد به صورت دو حرف نوشته شد كه حرف اوّلِ ساكن همراه با حرفِ قبلى، يك بخش از كلمه; و حرف دوم، بخش ديگر را تشكيل مى دهند.
* اگر دو حرفِ مثلِ هم كنار يكديگر قرار گيرند و اوّلى حركت دار و دومى ساكن باشد، تشديد به كار نمى رود. مثلاً در كلمه مَمْنُون، دو حرف ميم جداگانه نوشته و خوانده مى شوند.
* اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره رابالاى حرف و زير تشديد قرار مى دهند; مثلاً به جاى رَبِّ مى نويسند: رَبِّ.
پرسش :
۱. تشديد كجاى حرف قرار مى گيرد؟
۲. حرفى را كه علامت تشديد دارد، چه مى نامند؟ چرا؟
۳. حرف تشديددار چگونه خوانده مى شود؟
۴. چرا حرف مشدّد به تنهايى خوانده نمى شود و در آغاز كلمه قرار نمى گيرد؟
۵. حرف مشدّد به صورت چند بخشى خوانده مى شود؟ هر بخش شامل كدام حرف است؟
۶. اگر دو حرفِ مثل هم كنار يكديگر قرار گيرند و اوّلى حركت دار و دومى ساكن باشد، آيا در آن تشديد به كار مى رود؟
۷. اگر حرف مشدّد داراى علامت كسره باشد، گاه علامت كسره كجا قرار مى گيرد؟
تمرين:
۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:
حَقِّ ـ خَفَّتْ ـ رَبُّكَ ـ فَسَبِّحْ ـ عَدَّدَهُ ـ فَصَلِّ ـ حُصِّلَ ـ تُحَدِّثُ ـ تَنَزَّلُ ـ يُكَذِّبُ ـ تَطَّلِعُ ـ لَتَرَوُنَّ ـ لَتُسْئَلُنَّ ـ لَيُنْبَذَنَّ.
۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت تشديد باشند.

 

.۹. تَنوين نَصب ( ــــًـ )

تَنوين نون ساكنى است كه در آخر برخى از كلمات عربى خوانده مى شود، امّا نوشته نمى شود. تنوين سه گونه است:

الف. تنوينِ نَصْب

ب. تنوينِ جَرّ

ج. تنوينِ رَفْع

علامت تنوينِ نَصب، دو فتحه ( ــــًـ ) است كه بالاى حرف قرار مى گيرد. به كلمه اى كه تنوين نصب دارد، مَنصوب مى گويند; مانند بً كه خوانده مى شود: بَنْ.(۱)

اكنون به اين مثال ها توجّه كنيد:

نارًا خوانده مى شود:نارَنْ .

أَفْواجًاخوانده مى شود:أَفْواجَنْ .

تَوّابًاخوانده مى شود: تَوّابَنْ .

رَحْمَةً خوانده مى شود: رَحْمَتَنْ .

صُبْحًا خوانده مى شود: صُبْحَنْ .

معمولاً پس از تنوين نصب يك «الف» نوشته مى شود كه خوانده نمى شود; ولى اين الف در سه مورد نوشته نمى شود:

۱. هنگامى كه در پايان كلمه، تاء گِرد (ة ـ ـة) باشد; مثلاً:

تَذْكِرَةً خوانده مى شود: تَذْكِرَتَنْ .

مَوْعِظَةً خوانده مى شود:مَوْعِظَتَنْ.

۲. هنگامى كه در پايان كلمه، ياء (ى) باشد(۲); مثلاً:

هُـدًى خوانده مى شود: هُـدَنْ .

۳. هنگامى كه در پايان كلمه، همزه (ء) باشد; مثلاً:

مـاءً خوانده مى شود:مـاءَنْ.(۳)

توجّه

* حرفى كه داراى تنوين نصب است، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.

* گاه تنوين نصب را روى (الف) مى گذارند، نه روى حرف پيش از الف; مانند خَيْراً به جاى خَيْرًا.(۴)

پرسش :

۱. تنوين چيست؟

۲. تنوين چند گونه است؟ آن ها را نام ببريد.

۳. علامت «تنوين نصب» چيست و كجاى حرف قرار مى گيرد؟

۴. در فارسى، به علامتِ «نصب» چه مى گويند؟

۵. به كلمه اى كه «تنوين نصب» دارد، چه مى گويند؟

۶. معمولاً پس از «تنوين نصب» چه حرفى نوشته مى شود كه خوانده نمى شود؟

۷. در چه مواردى، پس از «تنوين نصب» ، الف نوشته نمى شود؟

۸. حرفى كه داراى «تنوين نصب» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟

تمرين :

۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:

كُفُوًا ـ شَرًّا ـ جَمْعًا ـ طَيْرًا ـ مالاً ـ قَدْحًا ـ مُبْصِرَةً ـ نَقْعًا ـ مُسَمًّى ـ أَذًى ـ جَزاءً ـ أَشْتاتًا ـ مَغْفِرَةً ـ فاكِهَةً.

۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى تنوين نصب باشند.

 

۱۰ . تَنوينِ جَرّ ( ـــــ )

علامت تنوينِ جَرّ، دو كسره ( ـــــ ) است كه زير حرف قرار مى گيرد. به كلمه اى كه تنوين جرّ دارد، مَجرور مى گويند; مانند د كه خوانده مى شود: دِنْ.(۵)

اكنون به اين مثال ها توجّه كنيد:

خُسْر خوانده مى شود:خُسْرِنْ.

حاسِد خوانده مى شود:حاسِدِنْ.

حِجارَة خوانده مى شود:حِجارَتِنْ.

راضِيَة خوانده مى شود: راضِيَتِنْ.

يَوْمَئِذ خوانده مى شود:يَوْمَئِذِنْ.


تذكّر

* حرفى كه داراى تنوين جرّ است، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد.

پرسش :

۱. علامت «تنوين جرّ» چيست و كجاى حرف قرار مى گيرد؟

۲. در فارسى، به علامتِ «جرّ» چه مى گويند؟

۳. به كلمه اى كه «تنوين جرّ» دارد، چه مى گويند؟

۴. حرفى كه داراى «تنوين جرّ» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟

تمرين :

۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:

جُوع ـ خَوْف ـ عَمَد ـ أَمْر ـ غاسِق ـ هُمَزَة ـ ذَرَّة ـ عيشَة ـ قُرَيْش ـ سِجّيل ـ تَقْويم ـ مَأْكُول ـ مَمْنُون ـ مُمَدَّدَة.

۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى تنوين جرّ باشند.

 

۱۱ . تَنوينِ رَفع ( ــــٌـ )

علامت تنوينِ رَفع، دو ضمّه ( ــــٌـ ) است(۶) كه بالاى حرف قرار مى گيرد. به كلمه اى كه تنوين رفع دارد، مَرفوع مى گويند; مانند شٌ كه خوانده مى شود: شُنْ.(۷)

اكنون به اين مثال ها توجّه كنيد:

حَبْلٌ خوانده مى شود: حَبْلُنْ .

سَلامٌ خوانده مى شود: سَلامُنْ .

لَشَديدٌ خوانده مى شود:لَشَديدُنْ .

حامِيَةٌ خوانده مى شود:حامِيَتُنْ .

مُؤْصَدَةٌ خوانده مى شود:مُؤْصَدَتُنْ .

توجّه

* حرفى كه داراى تنوين رفع است، يك بخشِ جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد

پرسش :

۱. علامت «تنوين رفع» چيست و كجاى حرف قرار مى گيرد؟

۲. در فارسى، به علامتِ «رفع» چه مى گويند؟

۳. به كلمه اى كه «تنوين رفع» دارد، چه مى گويند؟

۴. حرفى كه داراى «تنوين رفع» است، چند بخش جداگانه از كلمه را تشكيل مى دهد؟

تمرين :

۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:


نارٌ ـ أَجْـرٌ ـ أَحَدٌ ـ خَيْرٌ ـ وَيْلٌ ـ عابِدٌ ـ لَشَهيدٌ ـ لَخَبيرٌ ـ لَكَنُودٌ  ـ حَميدٌ ـ حَرَجٌ ـ هاوِيَةٌ ـ واحِدَةٌ ـ رِضْوانٌ.


۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى تنوين رفع باشند.

۱۲ . مَدّ ( ـــــ )

پيش از اين، با صداهاى كشيده، يا حروفِ مَدّىِ ( ا ـ ى ـ وُ ) آشنا شديم. هرگاه بالاى حرف مدّى، علامت مدّ ( ـــــ ) قرار گيرد(۸)، حرف مدّى با صداى كشيده تر خوانده مى شود; مثلاً:

جآءَ خوانده مى شود:جااااءَ.

جىءَ خوانده مى شود:جى ى ى ىءَ.

سآءَ خوانده مى شود:سااااءَ.

سُوءُ خوانده مى شود:سُووووءُ.

سىءَ خوانده مى شود:سى ى ى ىءَ.

به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، «مَمدود» مى گويند.

تذكّر
 
* معمولاً علامت مدّ بالاى سه حرف (الف) و (ياء) و (واو) قرار مى گيرد كه (الف مدّى) و (ياء مدّى) و (واو مدّى) نام دارند. پس از حروف مدّى، اين سه حرف قرار مى گيرند:

ـ هـمـزه ; مثال: مآ أَغْنى.

ـ حرف ساكن ; مثال: آلاْنَ.

ـ حرف مشدّد ; مثال: ضآلّينَ.(۹)

پرسش :

۱. علامت مدّ كجاى حرف مدّى قرار مى گيرد؟

۲. حرفى كه داراى علامت مدّ است، چگونه خوانده مى شود؟

۳. به حرفى كه علامت مدّ داشته باشد، چه مى گويند؟

۴. معمولاً علامت مدّ بالاى چه حرف هايى قرار مى گيرد؟

۵. پس از حروف مدّى چه حرف هايى قرار مى گيرند؟

تمرين :

۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد

إِنّآ أَنْزَلْناهُ ـ وَ لا أَنْتُمْ ـ فى أَحْسَنِ ـ أَلَّذى أَطْعَمَهُمْ ـ يَدآ أَبى ـ شِتآءِ ـ مَلــئِكَةُ ـ يُرآؤُنَ ـ مآأَدْريكَ ـ إِنّآ أَعْطَيْناكَ ـ أَتُحآجُّونّى ـ تَأْمُرُونّى ـ فى أَمْرى ـ مآ أَعْبُدُ.

۲. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت مدّ باشند.

 

۱۳ . وَصل ( ــــــ )

«علامتِ وَصل» نشانه اى است به اين شكل: ( ــــــ ) كه هر گاه بالاى همزه قرار گيرد، آن همزه خوانده نمى شود. در اين حالت، حرف هاى پيش از همزه و پس از همزه به يكديگر مى چسبند و وصل مى شوند; مثلاً:

وَانْحَرْ خوانده مى شود:وَنْحَرْ.

وَالْعَصْرِخوانده مى شود:وَلْعَصْرِ.

بِالْحَقِّ خوانده مى شود:بِلْحَقِّ.

وَامْرَأَتُهُ خوانده مى شود:وَمْرَأَتُهُ.

بِرَبِّ الْفَلَقِ خوانده مى شود:بِرَبِّلْفَلَقِ.

توجّه

* به همزه اى كه علامت وصل بالاى آن باشد، «همزه وصل» مى گويند. همزه وصل در آغازِ خواندنِ كلام، تلفّظ مى شود، مانند إِجْعَلْ; ولى در ميانِ خواندنِ كلام، تلفّظ نمى شود، مانند رَبِّ اجْعَلْ كه خوانده مى شود: رَبِّجْعَلْ.

* در برخى از قرآن ها، علامت وصل را بالاى «همزه وصل» نمى گذارند. در اين صورت، بايد خودمان حرفِ پيش از همزه را به حرفِ پس از همزه وصل كنيم; مثلاً:

وَانْحَرْ خوانده مى شود: وَنْحَرْ.

* اگر پيش از علامت وصل، تنوين باشد، حرف نون (كه در تنوين به صورت ساكن است و تلفّظ مى شود) مكسور خوانده مى شود; به اين ترتيب:

مَثَلاً الْقَوْمُ(ر مَثَلَنْ الْقَوْمُ) خوانده مى شود:   مَثَلَنِ لْقَوْمُ.

بِغُلام اسْمُهُ (ر بِغُلامِنْ اسْمُهُ) خوانده مى شود:    بِغُلامِنِ سْمُهُ.

فِسْقٌ الْيَوْمَ (ر فِسْقُنْ الْيَوْمَ) خوانده مى شود:    فِسْقُنِ لْيَوْمَ.

در برخى از قرآن ها، براى راهنمايى خوانندگان، يك نون مكسور (نِ) زير تنوينِ اين گونه كلمه ها قرار مى دهند; مانند فِسْقٌنِ الْيَوْمَ. گاه نيز تنوين را حذف مى كنند و نونِ مكسور را زير حرف مى گذارند; مانند فِسْقُنِ الْيَوْمَ.

پرسش :

۱. «علامت وصل» كجاى همزه قرار مى گيرد؟

۲. هر گاه همزه اى علامت وصل داشته باشد، كلمه چگونه خوانده مى شود؟

۳. «همزه وصل» چه همزه اى است؟

۴. اگر پيش از علامت وصل، تنوين باشد، كلمه چگونه خوانده مى شود؟

تمرين :

۱. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:

وَالْفَتْحِ ـ كَالْعِهْنِ ـ كَالْفَراشِ ـ عِلْمَ الْيَقينِ ـ هُوَالاَْبْتَرُ ـ لِحُبِّ الْخَيْرِ ـ مِنَ الْجِنَّةِ ـ طَعامِ الْمِسْكينِ ـ زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ـ وَاسْتَغْفِرْهُ ـ يَدُعُّ الْيَتيمَ ـ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ ـ شَرِّ الْوَسْواسِ ـ حَمّالَةَ الْحَطَبِ.

۲. چهارده كلمه زير را يك بار جداگانه (تفكيكى) و يك بار با هم (تركيبى) بخوانيد:

ثَلاثَةٌ انْتَهُوا ـ كَرَماد اشْتَدَّتْ ـ بِزينَة الْكَواكِبِ ـ عَزيزٌ ابْنُ ـ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها ـ بِرَحْمَة ادْخُلْ ـ سَوآءً الْعاكِفُ ـ أَليمًاالَّذينَ ـ يَوْمَئِذالْحَقُّ ـ عَدْن الَّتى ـ عادٌالْمُرْسَلينَ ـ مِصْباحٌ الْمِصْباحُ ـ شَيْئًا اتَّخَذَها ـ إِفْكٌ افْتَريهُ.

۳. چهارده كلمه در قرآن پيدا كنيد كه داراى علامت وصل باشند.


________________________________________
پى ‏نوشتها:
۱. فتحه يعنى يك بار «گشودن» و «باز كردن» . به هنگام خواندن و تلفّظِ حرفِ فتحه دار، لب هاى انسان يك بار گشوده و باز مى شوند. از اين رو، به اين علامت، فتحه مى گويند. در زبان فارسى، فتحه را «زَبَر» يا «صداى بالا» مى نامند.
۲. كسره يعنى يك بار «شكستن» . به هنگام خواندن و تلفّظِ حرف كسره دار، لب هاى انسان يك بار به طرف پايين متمايل و شكسته مى شوند. از اين رو، به اين علامت، كسره مى گويند. در زبان فارسى، كسره را «زير» يا «صداى پايين» مى نامند.
۳. كسره زير همزه را گاه زير «خطِّ زمينه» مى گذارند; مانند قائِد ( ءِ) و گاه آن را بالاى «خطِّ زمينه» قرار مى دهند; مانند قائِد ( ء).
۴. ضمّه يعنى يك بار «به هم پيوستن» و «جمع شدن» . به هنگام خواندن و تلفّظ حرف ضمّه دار، لب هاى انسان يك بار به هم پيوسته و جمع مى شوند. از اين رو، به اين علامت، ضمّه مى گويند. در زبان فارسى، ضمّه را «پيش» يا «صداى وسط» مى نامند.
۵. مَدّ يعنى «كشيدن» و «كِشش» . چون صداهاى كشيده به شكل حروف نوشته مى شوند، به اين صداها «حروفِ مَدّى» مى گويند.
۶. هر گاه حرف (لام) در كلمه (اللّه) قرار بگيرد و پيش از آن، حركت فتحه يا ضمّه باشد، به صورت درشت و غليظ تلفّظ و اَدا مى شود، مانند «إِنَّ اللّهَ» و «يَدُاللّهِ» .
۷. به بيانِ ديگر: به هنگام خواندن، «الف مدّى» تابع و پيرو حرف پيش از خود است. هرگاه حرفى نازك و رقيق خوانده شود، الف مدّىِ بعد از آن نيز نازك و رقيق تلفّظ و اَدا مى گردد. و هر گاه حرفى درشت و غليظ خوانده شود، الف مدّىِ بعد از آن هم درشت و غليظ تلفّظ و اَدا مى گردد.
۸. گاه در چنين مواردى الف مدّى را روى حرف (ياء) و (واو) قرار مى دهند، مانند نَريكَ، عَلى، صَلـوةَ. گاهى هم نقطه هاى ياء كوچك (يــ) را كه پايه و كرسى الف مدّى است، حذف مى كنند و آن را به اين شكل مى نويسند: (يــ); مانند «نَريكَ» .
۹. ساكن يعنى داراىِ «سكون» ; و سكون به معنى «آرامش» است. هنگامى كه حرفى با سكون خوانده مى شود، يعنى داراى آرامش است، زيرا هيچ صدايى ندارد.
۱۰. حرف ساكن هيچ گاه در آغازِ كلمه قرار نمى گيرد; زيرا آغاز كردنِ كلمه بدون هيچ حركتى، مشكل است.
۱۱. به دو حرف واو ساكن و ياء ساكن كه حرفِ پيش از آن ها مفتوح باشد، حروف لين مى گويند. «لين» يعنى «نرمى» ; و اين دو حرف را «لين» مى نامند، زيرا به نرمى تلفّظ يا ادا مى شوند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید