پرتوي از آيه سوم: «الرحمن الرحيم»

روايات مربوط به آيه
۱. «قال الصّادق(علیه السلام): الرَّحْمنِ بِجَمِيعِ خَلْقِهِ الرَّحِيمِ بِالْمُؤْمِنِينَ خَاصَّة؛ امام صادق(علیه السلام) [در تفسير «الرحمن الرحيم»] فرمودند: خدا نسبت به تمامي بندگان خويش رحمان و بخشنده است و فقط نسبت به مؤمنين رحيم و مهربان است.» (تفسير برهان، سيد هاشم بحراني، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ ق، چاپ اول، ج‏۱، ص‏۱۱۷.)

۲. «قال الإمام الرضا(علیه السلام): الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اسْتِعْطَافٌ وَ ذِكْرٌ لآِلَائِهِ وَ نَعْمَائِهِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ؛ امام رضا(علیه السلام) [در تفسير «الرحمن الرحيم»] فرمود: الرحمن الرحيم مهرورزي او و ذكر نعمتها و بخششهاي او بر تمامي آفريدگان است.»
حكايت مربوط به آيه
صاحب تفسير «اثني عشري» داستان عجيبي نقل مي‌كند: «ذوالنون مصري مي‌گويد: روزي به بيرون شهر رفتم. اطراف رود نيل عقربي را ديدم كه به سرعت هر چه تمام‌تر مي‌رفت. چون به كنار نيل رسيد، وزغي از آب بيرون آمد و عقرب بر پشتش سوار شد و شناكنان او را به آن طرف نيل رساند. با خود گفتم: سبحان‌ الله! اين چه حالت عجيبي است؟ فوراً بر قايقي سوار شده و به آن طرف نيل رفتم. ديدم عقرب پس از رسيدن به آن طرف نيل از پشت وزغ فرود آمد و متوجه درختي شد. مشاهده نمودم جواني بي‌خبر در پاي درخت خوابيده و افعي او را قصد نموده است. عقرب فوراً خود را به افعي رساند و آن را هلاك ساخت و جوان سالم ماند.»
نكته تفسيري
چرا «الرحمن الرحيم» تكرار مي‌شود؟ يعني وقتي تو شكر كردي، سپاس گفتي، دوباره مي‌بخشد.
نكته فقهي و احكام
اگر كسي به خاطر امور دنيوي، مانند مرگ عزيزان يا از دست دادن چيزي و مانند اينها در نماز گريه كند، به نحوي كه شكل نماز را بر هم بزند، نماز او باطل مي‌شود؛ اما اگر كسي به خاطر خدا گريه كند، نه تنها نماز او باطل نمي‌شود؛ بلكه پاداش بسيار زيادي دارد. فرقي نمي‌كند كه به خاطر خود خدا باشد يا محبت و شوق به ديدار او يا رحمانيت و رحيميتش يا خوف از خدا يا به شوق رفتن به بهشت يا ترس از جهنم و يا هر موردي كه مربوط به خدا باشد. در تمامي اين موارد هم نماز صحيح است و هم پاداش بسياري دارد. گريه براي حضرات معصومين(علیهم السلام) در نماز نيز از نظر بسياري از فقها، حكم گريه به خاطر خدا را دارد.
نكته اخلاقي
يكي از دامهاي شيطان ـ كه متأسفانه در طول تاريخ افراد زيادي را گرفتار خود ساخته است ـ‌ سوء استفاده و كج‌فهمي نسبت به بخشنده و مهربان بودن خداي متعال است. انسان در مواجهه با گناه در دو راهي سخت و عجيبي قرار مي‌گيرد؛ از يك سو نفس اماره انسان را به بدي تشويق مي‌كند و از سوي ديگر فطرت پاك و الهي انساني، به دوري از گناه امر مي‌كند. در اين ميان، شيطان به عنوان داوري به ظاهر بي‌طرف و نيك‌خواه وساطت مي‌كند. ابتدا به انسان لزوم پيروي از هواي نفس را يادآوري مي‌كند و سپس در صدد پاسخي قانع كننده در برابر فطرت انساني بر مي‌آيد و در اين مسير، توبه‌پذير بودن، مغفرت و بخشندگي خداي متعال را بهانه مي‌كند و مي‌گويد: «در حال حاضر اين خواهش نفساني را انجام بده! خداي متعال كه توّاب، غفور و رحيم است،‌تو را خواهد بخشيد. بعدها توبه مي‌كني. به‌علاوه، گناه تو در مقابل رحمت واسعة الهي، چيزي نيست.»
سعي كنيم بخشنده و مهربان بودن خدا وسيلة رشد و تعالي معنوي و روحي ما باشد، نه بهانه‌اي براي انجام گناه و دوري از آن ذات پاك لايزال.
نكات اعتقادي
رحمانيت و رحيميت خداي متعال با آفرينش جهنم منافاتي ندارد؛ چرا كه نشان دهندة عدالت خداي متعال و صداقت او در انجام قوانين خويش است. با اندكي تأمل درمي‌يابيم كه در هر صورت، ميان انسانهاي خوب و بد فرق است. ميان ظالم و مظلوم، قاتل و مقتول، دوست و دشمن خدا تفاوت وجود دارد. امير المؤمنين(علیه السلام) در «دعاي كميل» مي‌فرمايد: «به يقين مي‌دانم اگر اين نبود كه حكم كرده‌اي منكران خود را عذاب كني و دشمنانت را در جهنم جاويدان سازي، تمامي آتش جهنم را سرد و سلامت مي‌ساختي و براي كسي در آن محل استقرار و اقامت قرار نمي‌دادي؛ لكن نامهاي تو پاكيزه است. سوگند خورده‌اي كه جهنم را از انسانها و جنيان كافر پر كني و دشمنانت را در آن جاودان سازي، و تو كه مدح و ستايشت گرانقدر است و هميشه نعمت ارزاني داشته‌اي، از ابتدا فرموده‌اي: آيا كسي كه مؤمن است،‌ با فاسق يكسان است؟ آنها مساوي نيستند.»
دفع شبهه
اگر خدا رحمان و رحيم است، پس چرا بعضي فقير و بعضي غني هستند؟ چرا همه را غني و بي‌نياز نمي‌كند؟ به تعبير ديگر:
اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم چرا اين است و آن چون

يكي را داده‌اي صد گونه نعمت

يكي را لقمه‌اي آغشته در خون

جواب:

۱. بعضي از اين موارد (نيازمندي و بي‌نيازي) به خود اشخاص بستگي دارد. فرد تنبل و بي‌حوصله‌اي كه كاري انجام نمي‌دهد، نبايد انتظار رشد و نعمت مادي داشته باشد.
۲. برخي از موارد فقر و غنا به شرايط اجتماعي بر مي‌گردد. جامعه آنقدر مال و ثروت ندارد كه آن را ميان همه تقسيم كند. تنوع كاري آنقدر نيست كه افراد مختلف در مشاغل گوناگون باشند.
۳. در بعضي از موارد، شرايط فرهنگي باغث فقر مي‌شود. مثلاً اقتصادي كه بر اساس فرهنگ سرمايه‌داري ساخته شده است، فقرا را فقيرتر و اغنيا را غني‌تر مي‌كند و فاصله‌هاي طبقاتي را بيش‌تر مي‌گرداند.
۴. سه نوع جامعه را مي‌توان تصور نمود:
الف) جامعه‌ای كه تمام افراد آن ثروتمند باشند؛
ب) جامعه‌ای كه تمام افراد آن فقير باشند؛
ج) جامعه‌ای كه بعضي افراد آن ثروتمند و بعضي فقير باشند.
كدام‌ يك از اين جوامع بهتر است؟

مسلماً جامعه‌ اول بهتر نيست. جامعه‌اي كه همگي ثروتمند باشند، امور خدماتي و مشكل، كارهاي متعدد اجتماعي را كه بسياري از آنها سخت و طاقت‌فرسا هستند، چه كسي انجام بدهد؟ چرا كه احتياجات مادي بهترين انگيزه براي انجام اين كارها است.
در جامعه‌اي كه تمام افراد آن فقير باشند نيز انگيزه‌اي براي انجام كارهاي خدماتي و سخت آن وجود ندارد؛ چون پولي نيست كه جامعه با آن بچرخد، پس در جامعه نوع سوم، افراد غني احتياجات مادي افراد فقير را برطرف مي‌كنند و در مقابل نيز افراد نيازمند كارهاي افراد غني را انجام مي‌دهند. چنين جامعه‌اي هميشه در حال رشد و بالندگي است، و راه رشد و تعالي يا سقوط و انحطاط مادي براي همه باز است. جاي فقيران و ثروتمندان بر اساس اصولي كه جامعه تعیین مي‌كند، دايماً در حال تغيير است.
۵. در برخي موارد مصلحت الهي اقتضا مي‌كند كه برخي ثروتمند و برخي فقير باشند. برخي ظرفيت فقر را ندارند و بعضي فاقد ظرفيت غنا و بي‌نيازي هستند. برخي روحيه‌اي خسيس دارند كه اگر ثروتمند شوند، حقوق شرعي و انساني خود را نمي‌پردازند. برخي بسيار دست و دل باز هستند كه بايد ثروت زيادي داشته باشند تا مردم از جانب آنان به نان و نوايي برسند.
۶. مال و ثروت يا فقر و نداري مانند بسياري از امور ديگر، اسباب امتحانات الهي هستند، به‌ويژه با توجه به اينكه «هر كه بامش بيش، برفش بيش‌تر» افراد ثروتمند تكاليفي دارند كه نيازمندان آن تكاليف را ندارند. مثلاً بايستي هر سال، خمس مالي را كه نپرداخته‌اند، بپردازند؛ اما دل كندن از پول، كار آساني نيست. افراد ثروتمند مشكلات خاص خود را دارند. از دست دادن مال و ورشكسته شدن، واهمه كم و زياد شدن اموالشان، اشتغالات فكري و مادي، و از همه مهم‌تر، فكر مرگ و دل كندن از آن همه نعمتها و ثروتهاي مادي، براي ثروتمندان شرايط سختي را فراهم مي‌سازد كه نيازمندان از اين گونه مسائل فارغ البال هستند.
۷. در روز قيامت ـ كه دادگاه عدل الهي برپا مي‌گردد ـ تمام كمبودها جبران مي‌گردد. فقرا از حيث امور مادي و مالي نسبت به ثروتمندان گرفتاريهاي بسيار كم‌تري دارند. علاوه بر اينكه به خاطر رنجي كه از فقر و نداري و پريشان حالي تحمل كرده‌اند، داراي درجات بالاتري هستند. البته به شرط اينكه فقر و نداري آنها از روي تنبلي، كج‌فكري و دست روي دست گذاشتن و فقط به اميد درجات روز قيامت بودن نباشد؛ چرا كه «الكادُّ لِعَيالِهِ كالمُجَاهِدِ فِي سَبيلِ اللهِ؛ كسي كه براي به دست آوردن مخارج زيردستان خود زحمت مي‌كشد، مانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي‌كند.»
ممكن است سؤال شود: چرا خداي متعال جوامع انساني را به گونه‌اي خلق نكرد كه فقير و غني در آن نباشد و همگي غني باشند؟ مگر قدرت چنين كاري را نداشت؟ پاسخ اين است كه قدرت چنين كاري را دارد؛ ولي چنين جامعه‌اي در بهشت برين تشكيل خواهد شد، و چون در دنيا مسئلة امتحانات الهي، رشد و بالندگي معنوي و ساية قبولي در امتحانات الهي و... مطرح است، به همين جهت جامعه بر اساس فقر و غنا آفريده شده است. اصولاً بسياري از مفاهيم پاك و مقدس معنوي و امور ناپاك و زشت فقط با وجود غنا و فقر مي‌توانند مطرح شوند. مفاهيمي مانند: عفت، صبر، توكل و... .
مثالها و مطالب جذاب و متنوع
۱. آثار رحمت رحيميه: رحيم بودن خداي متعال در شش موضع دست انسان را گرفته و به او كمك مي‌كند:
الف) در قبر و وحشتهاي آن؛
ب) در قيامت و تاريكيهاي آن؛
ج) هنگام قرائت نامة اعمال و ترسهاي ناشي از آن؛
د) در هنگام عبور از پل صراط و واهمة آن؛
هـ. ) در جهنم و دركات آن؛
و) در بهشت و درجات آن.
۲. كوچك‌ترين توجه و دقت در عالم هستي و موجودات آن، پرده از جلوه‌هاي گوناگون رحمانيت خداي متعال برمي‌دارد. حيواناتي كه تا پاي جان از فرزندان خود مراقبت مي‌كنند. سختيها و مشقتهاي زيادي را براي سير كردن و مواظبت از آنها متحمل مي‌شوند؛ در حالي كه فرزندان آنها به جز دردسر براي والدينشان، نيستند؛ اما غريزة خدادادي كه همان جنبة رحمانيت خداي خداي متعال است، آنان را به تحمل سختيها وادار مي‌كند تا از اين رهگذر، فرزندان باقي بمانند و نسل آن حيوانات ادامه پيدا كند. در مورد انسانها نيز امر به همين منوال است. اطفال تازه به دنيا آمدة انسان به جز دردسر و مشكلات گوناگون براي پدر و مادر خود سودي ندارند؛ اما پدر و مادر با عشق و ميل عجيبي تمامي مشكلات را به جان مي‌خرند و از آنها لذت مي‌برند يا اينكه حداقل آنها را تحمل مي‌كنند، در حالي كه افراد غريبه نسبت به آن اطفال چنين حس عاطفي‌اي ندارند. اين نكته‌اي است كه امام حسين(علیه السلام) در ابتداي «دعاي عرفه» به آن اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد:

«وَ عَطَفْتَ عَلَيَّ قُلُوبَ الْحَوَاضِنِ وَ كَفَّلْتَنِي الْأُمَّهَاتِ الرَّحَائِمَ؛

خدايا! دلهاي دايه‌گان را به من مهربان ساختي و مادران مهربان را به كارهاي من برگماشتي.» . (تفسير اثني عشری، حسینی شاه عبدالعظیمی، انتشارات میقات، تهران، ۱۳۶۳ ش، چاپ اول، ج‏۱، ص‏۳۸.)
۳. «الرحمن الرحيم» در سورة حمد با «الرحمن الرحيم» در «بسم الله الرحمن الرحيم» متفاوت است؛ چرا كه در «بسم الله الرحمن الرحيم» نظر به مبدأ وجود است كه انسان را از عدم آفريده؛ چون رحمن و رحيم است؛ ولي در سورة حمد نظر به مسائل بعد از آفرينش است كه در دنيا از رحمانيت و در آخرت رحيميت شامل انسان مي‌شود؛ يعني خدايي است كه پس از آفرينش انسان نيز، نسبت به او رحمان و رحيم است و او را پس از آفرينش به حال خود رها نمي‌كند.
راه‌كارهاي به دست آمده از آيه
يكي از اموري كه در اسلام و امور تربيتي آن را رعايت كرده‌اند و در روانشناسي جديد صحت و درستي آن به اثبات رسيده است، نگه داشتن انسانها در حالت بين «خوف و رجا» و «ترس و اميدواري» است. نه بايد انسانها را به طوري ترساند كه فراري شوند و نه آنان چنان اميدواري داد كه به دين بي‌توجه و بي‌رغبت گردند. در اين آيه نيز چنين نكته‌اي رعايت شده است؛ رحمانيت خدا امري تضمين شده در حق تمامي انسان‌ها است؛ اما رحيم بودن خدا از سويي به انسان اميد مي‌دهد كه: اي انسان! خداوند رحيم است، پس نا اميد نشو و به او روي بياور.
اما از سويي ديگر، انسان مي‌بيند كه اين رحيم بودن فقط در حق مؤمنين است و چون نمي‌داند كه آيا جزء مؤمنين است يا نه، پس به خوف مي‌افتد. هر چند اين خوف او را نا اميد نمي‌كند؛ بلكه به تحرك معنوي بيش‌تر براي رسيدن به مقام ايمان و يا دستيابي به درجات بالاتر آن ترغيب مي‏كند. اين يعني اولاً به خدا اميدوار باشيم و ثانياً براي رسيدن به مقام ايمان و درجات بالاي آن تلاش كنيم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید