آیه

أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْأَلُواْ رَسُولَکُمْ کَمَا سُئِلَ مُوسَی مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالإِیمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ

ترجمه
«آیا می‌خواهید از پیامبر خود همان را بخواهید که قبلا از موسی خواسته شد؟ و هر کس کفر را با ایمان عوض کند، مسلما از راه درست گمراه شده است».


حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام در مورد تفسیر آیه فوق فرمود: «پدرم امام علی النقی علیه‌السلام فرمودند: خداوند در این آیه می‌فرماید: ای کفار قریش و یهود! شما می خواهیداز پیغمبرتان چیزی که صلاح و فساد آن را نمی‌دانید بپرسید همانطوری که بنی اسرائیل به موسی گفتند: ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه خدا را به چشم خود مشاهده کنیم، و بر اثر این گستاخی صاعقه آن‌ها را هلاک نمود.
(پس بدانید) هر کس ایمان را به کفر تبدیل نماید و با مشاهده معجزات، ایمان به پیغمبر نیاورد گمراه می‌شود و کسی ایمان ندارد مگر آنکه بداند که سؤالهای بی‌مورد نباید بکند و به آنچه خداوند از آیات و معجزات به دست پیغمبرش جاری فرموده اکتفا نماید و عناد نکند که از راه راست دور افتد و گمراه شود و راه جهنم را در پیش بگیرد.

شأن نزول آیه
ده نفر از یهودیان قصد نمودند که از پیغمبر سؤالاتی نموده و مجادله و عناد کنند. درآن هنگام که آن‌ها به حضور پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمدند و می‌خواستند پرسش کنند، عرب بیابانی که سوسماری در عبای خود پنهان کرده بود رسیده و حضور پیغمبر اظهار داشت: ای محمد سؤالی دارم
آن حضرت فرمودند: این یهودیان قبل از تو آمده و سؤالاتی دارند و بر تو مقدم هستند،
عرب عرض کرد: من غریب و رهگذر هستم و آن‌ها اهل شهر می‌باشند.
حضرت فرمودند: پس تو چون غریب هستی مقدمی.
اعرابی گفت: این یهودیها کتابی دارند که مدعی هستند بر حق است ولی من به آن ایمان ندارم و می‌دانم آن‌ها چیزی موافق گفتار شما نمی‌گویند و تصدیق گفتار شما را نمی‌نمایند تا مردم را از دین خود منحرف بسازند و من به این سخنان قانع نمی‌شوم مگر آنکه دلیل روشنی برای من بیاورید.
پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: علی بن ابی طالب علیه‌السلام کجاست؟ همین که علی علیه‌السلام شرفیاب شد عرب گفت: ای محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ! من با علی علیه‌السلام کاری ندارم و سؤالی از شخص شما داشتم.
حضرت فرمودند: سؤالت را بپرس، بین من و علی علیه‌السلام جدایی نیست و علی علیه‌السلام دارای بیان کافی است ، من شهر علمم و علی علیه‌السلام دروازه آن است هر که بخواهد به شهری وارد شود باید از دروازه آن داخل گردد. آنگاه با صدای رسا فرمودند: ای بنده خدا هر کس بخواهد نظر کند در جلالت آدم و به حکمت شیث و هیبت ادریس و به شکرگذاری نوح و به دوستی و وفای ابراهیم و در بغض موسی به دشمنان خدا و به محبت و دوستی و حسن معاشرت عیسی و معجزاتش، به علی بن ابی طالب علیه‌السلام نظر کند
اعرابی گفت: با این مدحی که شما برای علی علیه‌السلام فرمودید معلوم می‌شود شرف او شرف شما و عزت او عزت شماست. من این بیانات شما را تصدیق نمی‌کنم مگر به شهادت چیزی که یقین کنم شهادت او از روی غرض و فساد نیست و آن شهادت سوسماری است که میان عبای من پنهان است.
فرمود: آنرا بیرون بیاور تا بر نبوت من و ولایت و فضیلت علی علیه‌السلام شهادت دهد. عرب گفت: با تلاش بسیار آنرا صید کرده‌ام اگر از عبا خارج شود می‌ترسم فرار نموده از دستم برود، پیغمبر فرمود: اگر فرار کند اولا تو مرا تکذیب نموده و در ثانی من در عوض، بهتر از آن به تو خواهم داد.
اعرابی سوسمار را از میان عبا بیرون آورد و بر زمین نهاد. سوسمار در برابر پیغمبر توقف نموده صورت خود را به خاک مالید سپس سرش را بلند کرد. خداوند او را به سخن درآورده گفت: شهادت می‌دهم بر آنکه نیست خدایی جز خدای یکتا و گواهی می‌دهم که محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بنده او و پیغمبر برگزیده خداست، و بهترین خلایق و بزرگ و خاتم پیغمبران است، و گواهی می‌دهم علی بن ابی طالب علیه‌السلام امام است و همانطور است که پیغمبر او را وصف فرموده و دوستان علی علیه‌السلام در بهشت و دشمنانش در جهنم خواهند بود.
اعرابی به گریه درآمد و گفت: من نیز شهادت می‌دهم به آن چیزیی که این سوسمار شهادت داد، من شنیدم و دیدم چیزی را که دیگر عذری برایم نیست که ایمان نیاورم و قبول نکنم، پس آن عرب رو به یهودیان نموده و گفت: وای بر شما! چه معجزه‌ای بالاتر از این می‌خواهید؟ یا باید ایمان بیاورید و یا تن به هلاکت دهید، آن ده نفر یهودی ایمان آورده و قبول اسلام نموده گفتند: ایمان ما هم از برکت سوسمار تو بود.
پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به اعرابی فرمود: ای برادر عرب! سوسمار را آزاد کن من ضامن می‌شوم که خداوند عوض آن را به تو بدهد، زیرا این سوسمار ایمان به خدا و رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و علی علیه‌السلام دارد و شهادت به حق داد همانطوری که شایسته و سزاوار بود، لذا خوب نیست این سوسمار اسیر باشد مرد عرب سخن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را شنید و آن را آزاد کرد

- تفسیر امام حسن عسکری علیه‌السلام : ص۴۹۶.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید