اعجاز قرآن، بررسي مفهوم حروف رمز در قرآن


ابن بابويه به سند خود ازحضرت عسكري روايت نموده كه جماعتي از يهود حضور پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) براي محاجه كردن آمده بودند. آن حضرت اميرالمومنين (علیه السلام) را فرستاد كه با آنها گفتگو كند.

يهوديان گفتند اگر ميگويي محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بر حق است و پيغمبر آخرالزمان بوده و بعد از او پيغمبري نيست، اينك ما ميگوييم كه مدت پيغمبري و تسلط او هفتاد و يك سال است.

آن حضرت فرمود به چه دليل؟

گفتند: بدليل اينكه "الم" كه بحساب ابجد "الف" يك و "لام" سي و "ميم" چهل كه جمع آنها هفتاد ويك ميشود.

اميرالمومنين(علیه السلام) فرمود: پس دربارهِ "المص" كه نازل شده چه ميگوييد؟

گفتند: اين يكصد و شصت ويك ميشود.

فرمودند: در "الرا"

گفتند: اين كلمه دويست و سي يك ميشود.

فرمود: "المرا" چند است؟

گفتند: اين بيشتر است و دويست هفتاد ويك ميشود، سپس حضرت با آنها فرمود: عقيده شما يكي از اين مدتهاست يا تمام اين مدتها طول مدت پيامبري محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) است؟
بعضي از آنها گفتند: تمام مدت كه هفتصد و سي سال ميباشد. وبعد از آن، سلطنت و اقتدار بسوي ما يهوديان برميگردد.

اميرالمومنين(علیه السلام) فرمود: آيا اين عقيده خود شماست يا از روي كتاب خدا ميگوييد؟

عده اي از آنها گفتند: از روي كتاب خدا و جمعي ديگر گفتند براي خود ميگوييم.
اميرالمومنين(علیه السلام) فرمود: كتابي كه از روي آن اين طور بيان ميكنيد نزد من بياوريد.

يهوديان در جواب ساكت مانده و عاجز شدند و به آن عده كه گفته بودند ما به راي خودمان گفته ايم، فرمود دليل صحت اظهارات و راستي عقيده خودتان رابگوييد.

گفتند: دليل راستي ما حساب جمل باشد.

فرمود از كجا ابجد مويد گفته شماست كه مدت دولت وملك امت محمد بر طبق محاسبه مزبور باشد. شايد حساب مزبور دليل بر آن باشد كه برابر آن نزد شماها درهم و دينار است. ويا خداوند هر يك از شما يهوديان را به حساب عدد جمل لعنت نموده.
عرض كردند يا ابوالحسن چنين چيزي كه شما فرموديد در "الم" و "المص" و "الرا" و "المرا" نيست.

اميرالمومنين(علیه السلام) فرمود: پس آنچه را هم كه شما ميگوييد در آن حروف نيست از سخن من به اينكه در آن حروف آن اشارات نيست باطل باشد،پس بيانات شما هم مردود و باطل است.
علي بن ابراهيم بسند خود از حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: "الم" حرفي است از حروف اعظم خدا، تركيب ميكند، او را پيغمبر و امام حاصل ميشود، از آن اسم اعظم هر گاه خدا را به آن اسم بخوانند اجابت فرمايد. ونيز فرمود: كتاب، مراد اميرالمومنين(علیه السلام) است. و شكي نيست كه آن حضرت راهنماي پرهيزگاران است. و فرمود: حضرت صادق(علیه السلام) اين آيات و اوصاف شيعيان اميرالمومنين را بيان ميفرمايد. و آنان هرچه از ما ائمه يادگرفته اند، عقيده مند بوده وثابت برقرار ميباشد.


آيت الله مكارم شيرازي
آيت الله مكارم شيرازي با همكاري جمعي از نويسندگان و مفسران قرآن دلايل و تعابيري را براي حروف معقطعه در قرآن قرار وجود داشته را جمع آوري كرده، و آنچه را كه صحيح تر به نظر ميرسد را بدين ترتيب ذكر ميكند:
اين حروف اشاره است به اينكه اين كتاب آسماني با آن عظمت و اهميتي كه تمام سخنوران عرب و غير عرب را متحير ساخته،و دانشمندان را از معارضه با خود عاجز نموده است، از نمونه همين حروفي است كه در اختيار همگان قرار دارد. در عين اينكه قرآن از همان حروف "الف باء" و كلمات معمولي تركيب يافته به قدري كلمات آن موزون است كه معاني بزرگي دربردارد،كه در اعماق دل و جان انسان نفوذ ميكند، روح را مملو از اعجاب و تحسين مي سازد، و افكار و عقول را در برابر خود وادار به تعظيم مي نمايد. جمله بندي هاي مرتب و كلمات آن در بلندترين پايه قرار گرفته و معاني را در قالب زيباترين الفاظي مي ريزد كه همانند و نظير ندارد. فصاحت و بلاغت قرآن بر كسي پوشيده نيست، اين گفته صرف ادعا نمي باشد، زيرا آفريدگار جهان همان كسي است كه اين كتاب را بر پيغمبرش نازل كرده،شاعران و سخن سرايان بليغ عرب را، دعوت به مقابله به مثل و تحدي نموده واز آنها خواسته كه همانند آن، يا لااقل يك سوره مثل آن را بياورند.او دعوت نموده است، كه عموم جهانيان، (جن و انس) با همكاري و همفكري اگر ميتوانند، مانند آن را بياورند. اما همه عاجز و ناتوان ماندند.
اينكه هيچكس نتوانست مانند آن را بياورد، خود سّري دارد و آن اين است كه اين كتاب از طرف پروردگار جهانيان نازل گرديده و ساخته افكار بشرنيست.
درست همانطور كه دستگاه آفرينش از خاك موجوداتي همچون انسان با آن ساختمان شگفت انگيز مي آفريند. خداوند نيز از حروف الفباء و كلمات معمولي مطالب و معاني بلند را در قابل الفاظ زيبا و كلمات موزون ريخته و اسلوب خاصي در آن بكار برده كه همه انگشت حيرت به دندان گرفته اند.
زمان جاهليت، يك عصر طلايي ازنظر ادبيات بود. همان اعراب باديه نشين همان برهنه ها و نيمه وحشي ها با تمام محروميت هاي اقتصادي و اجتماعي دل هايي سرشار از ذوق ادبي و سخن سنجي داشتند. بطوريكه امروز اشعاري كه يادگار آن دوران طلايي است، از اصي لترين و پرمايه ترين اشعار عرب محسوب ميشود، ذخائر گران بهايي براي علاقمندان ادبيات عربي اصيل است، اين خود بهترين دليل براي بنوغ ادبي و ذوق سخن پروري اعراب در آن دوران ميباشد. و اعراب، يك بازار بزرگ سال بنام بازار عكاظ داشتند كه در عين حال يك مجمع مهم ادبي و كنگره سياسي و قضايي نيز محسوب ميشد. در اين بازار علاوه بر فعاليتهاي اقتصادي عاليترين نمونه هاي نظم و نثر عربي از طرف شعراءو سخن سرايان توانا در اين كنگره بزرگ عرب عرضه مي گرديدو بهترين آنها به عنوان شعر سال انتخاب ميشد، كه هفت قطعه و يا ده قعطه آن به نام "سبعه يا عشره معلقه" معروف است. و البته در اين مسابقه بزرگ ادبي افتخار بزرگي براي سراينده آن شعر و قبيله اش بود.
و در چنين بستر فرهنگ و جاهليتي بود كه قرآن نازل شد. سخن سرايان و شاعران قرآن را سحر و جادو دانسته، و تصميم گرفتند با كتاب خدا به تحدي برخيزند. چنانچه از امام سجاد نقل است كه مي فرمايد: قريش به قرآن نسبت ناروا دادند، گفتند: قرآن سحر است، خدا به آنها اعلام فرمود: "الم ذالك الكتاب لا ريب فيه... " يعني اي محمد كتابي را كه بر تو فرو فرستاديم از همين حروف مقعطه (الف- لا- ميم) و مانند آن است كه همان حروف الفباي شماست
شاهد ديگر حديثي است كه امام رضا نقل شده كه ميفرمايد: خداوند بزرگ قرآن را نازل كرد با همين حروفي كه جميع عرب با آن تلكم مي كنند.
نكته ديگر كه اين نظريه را دربارهِ معني حروف مقعطه قرآن تاييد ميكند اين است كه در ۲۴ مورد، آغاز سوره هايي كه با اين حروف شروع شده اند، بلافاصله سخن ازقرآن و عظمت آن به ميان آمده، اين خود نشان ميدهد كه ارتباطي ميان اين دو موجود است. (مراجعه شود به فهرست آيات ذكر شده)
زمانيكه قرآن مخالفان خود را دعوت به آوردن حتي يك سوره مانند قرآن كرد، مسلميه كذاب از مردم يمانه كسي بود كه به مبارزه با قرآن برخاسته و به اصطلاح آياتي را ميسرايد.

پشم فروش، مريم

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید