چرا خداوند متعال براي هدايت بشر يك دين واحد نفرستاد؟
خداوند عزوجل به منظور راهنمايي انسان ها بيش از يك دين نفرستاده است. حقيقت و روح كلي همه‌ي اديان آسماني يكي است، همه ی انسان ها را به پرستش يك خدا دعوت كرده‌اند، نبوت را يكسان معنا كرده‌اند و معاد را به شكل واحدي به تصوير كشيده‌اند.
شايد بتوان اديان الهي را به مدرسه‌اي تشبيه كرد كه گام به گام بشر را به كلاس‌ها و دوره‌هاي بالاتر پيش برده اند و همان‌طور كه مواد درسي در دوره‌هاي مختلف آموزشي، پايه و مكمل يكديگرند، آئين‌هاي آسماني نيز مؤيد و كامل‌كننده‌ي يكديگر بوده‌اند. در واقع اديان الهي متفاوت هستند اما متعدد نيستند و اين تفاوت به دليل شرايط محيطي و اجتماعي آن ها و استعداد مخاطبين‌شان بوده است.
اين تفاوت‌ها يا در سطح تعليمات انبياست. به اين معنا كه هر پيامبري به موازات تكامل بشر از نظر سطح تعليمات و آموزه‌ها نسبت به پيامبر پيش از خود در سطح بالاتري قرار داشته است و اين تكامل دين است نه اختلاف اديان.
و يا در احكام فرعي و دستورات عملي است كه به مقتضاي زمان و مكان تغييراتي داشته و يك سير صعودي و تكاملي را طي كرده است و اين كثرت و تفاوت در قوانين و احكام فرعي نيز امري كاملاً طبيعي و عقلاني است.
به بيان ديگر پيامبران يك رشته‌ي واحد را تشكيل مي‌دهند و هر كدام تصديق‌كننده‌ي انبياي پيش از خود و بشارت دهنده به پيامبران پس از خود بوده‌اند. در حالي كه اگر اديان از اصل متفاوت و متعدد بودند پيامبران بايد يكديگر  را به جاي تصديق و تأييد، نفي مي‌كردند.
و اما اختلاف چشمگيري كه امروز در اصول اعتقادي اديان مشاهده مي‌كنيم به علت تحريف‌هايي است كه متأسفانه دست بشر در كتب آسماني عهد عتيق و جديد ايجاد كرده است. وجود مطالب متناقض و خلاف عقل بسيار در اين دو كتاب هر عقل سليمي را به دست بردن بشر در متن آن ها رهنمون مي‌شود. به عنوان مثال خدايي كه در تورات و انجيل فعلي معرفي مي‌كنند يقيناً با خدايي كه حضرت موسي و عيسي (عليها السلام) به مردم مي‌شناساندند از زمين تا آسمان فاصله دارد. صفات خداي اسرائيل را در سفر خروج، باب بيستم و چهارم ، شماره‌ي ۹ و يا باب سي‌و‌دوم سفر پيدايش بنگريد و اذعان كنيد كه تا چه اندازه از واقعيت به دور است و اين امر به راحتي براي هر انسان عاقلي قابل فهم است.
ارنست رنان يك دانشمند فرانسوي است كه خودش مدتها كشيش بوده، وي مي‌نويسد:« كتاب مقدس كتابي تحريف شده است و در آن غلط‌ ها و اشتباهات و مطالب زشت و غيرالهي فراوان است.»
گذشته از وجود مسائل غيرعقلاني و منافي با يكديگر، تعدد كتب عهد قديم و جديدي كه امروز در دست است نشان گر دست خوش تحريف شدن اين كتب آسماني است. هم‌اكنون بر ۳۹ تا ۴۶ تورات و ۲۷ انجيل توافق اجماعي حاصل شده است. به نظر شما اين تعدد كدام حقيقت را مي‌نماياند؟
علاوه بر دو دليل فوق، قرآن كريم كه نزول آن از نظر زماني پس از تورات و انجيل بوده، بر تحريف كتب آسماني پيشين اذعان دارد و در آيات متعددي به اين حقيقت تلخ اشاره مي‌كند.۱ قرآن كريم اين كتب را تصديق كرد ولي از آن ها پيروي نكرد و حكم به تحريف آن ها داد و حتي برخي از آن چه تحريف شده بود را تصحيح نمود و پيامبران را از نسبتهاي ناروايي كه در اين كتب محرّف آمده بود تنزيه كرد.
پس روشن است كه اگر امروز در آموزه‌هاي اديان الهي اختلافات فاحش به چشم مي‌خورد به دليل وجود اين تحريف‌هاست و الّا اصول كتب انبيا كه دين ناميده مي‌شود يكي بيش نبوده است كه در طول زمان با رشد مخاطبين و تغيير شرايط و مقتضيات زماني به صورت كامل و كامل‌تر ارائه شده است.

۱- به عنوان نمونه به آيات ۷۸ سوره آل‌عمران و ۹۱ سوره انعام بنگريد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید