با عرض سلام
بنده به دلیل ارتباط زیاد با افراد غیر ایرانی خیلی دوست دارم که اسلام را به این عزیزان غیر مسلمان معرفی کنم حالا شما چه پیشنهادی دارید از کجا شروع کنم همچنین اگر کتابی را مفید میدانید لطفا معرفی کنید؟


پاسخ شماره 1
دوست بزرگوار ضمن ابراز خرسندي از دغدغه ديني شما در معرفي دين اسلام به ديگران در پاسخ پرسش شما با توجه به اين رويكرد كه خود حضرتعالي قصد انجام چنين رسالت الهي را داريد بهره مندی شما از معرفت و شناخت قابل قبول در مورد حقیقت اسلام و دستورات او و بخصوص در مورد جهان بینی کلان اسلامی بسیار ضروری است، مگر انکه در نقش یک واسطه برای انتقال دیدگاه کارشناسان اسلامی به این افراد ظاهر شوید که باز چندان کار آسانی نخواهد بود.
در هر حال توصیه می کنیم سعی کنید مطالعات دینی خود را بخصوص در این امور بنیادین و مبنایی بسیار جدی تر و عمیق تر بنمایید و سعی در تقویت اندیشه دینی خود از طریق منابع مختصر و مفید داشته باشید .
در عین حال در مسیر هدایت دیگران با وجود این توانایی و قدرت اولیه به چند نكته اشاره مي شود:
۱. در مواجهه افراد غير مسلمان با دين اسلام ،اولين نمودي كه دين اسلام براي آنها دارد، اخلاق و منش و رفتار عملي شما به عنوان فردي معتقد به اسلام مي باشد كه تاثير حسن رفتار شما به مراتب از دعوت زباني بيشتر و با نفوذتر خواهد بود، و راه را براي پذيرش مطالب علمي و عقلاني و منطقي شما هموار مي سازد،امام صادق (علیه السلام) مى فرمايند: «كونوا دعاة الناس باعمالكم و لا تكونوا دعاة بالسنتكم (۱) مردم را با عمل خود به نيكيها دعوت كنيد نه با زبان خود.»
۲.در ابتداي امر فقط به تبيين جهان بيني اسلام، نگرش اسلام به جهان و ايدئولوژي اسلام جهت هدايت انسان پرداخته، اگر از پیروان ادیان آسمانی اند به نگاه مثبت اسلام به این ادیان و پیامبران آن ها بپردازید و سعي كنيد با تكيه بر مشتركات اديان الهي نظير اعتقاد به خدا و معاد باوري و... بدون اهانت یا تعریض و کنایه به سایر ادیان موجود و بدون اشاره به انحرافات احتمالی در اين اديان در طول تاريخ ،صرفا نظر این افراد را به وجود يك دين الهي ديگر شبيه به ادیان پیشین به نام اسلام جلب نمائيد، و ايشان را نسبت به تحقيق در مورد آن كنجكاو نمائيد. در اين مرحله هرگز عجله لازم نيست و چه بسا عجله بی مورد صداقت و حسن نيت شما را براي این افراد با ترديد مواجه سازد.
۳.پس از اين مرحله مي توانيد نگاهي مقايسه اي بين آموزه هاي دين اسلام و ساير اديان الهي بخصوص دین مخاطب خود داشته باشيد. اما فراموش نکنید این مقایسه نبايد به گونه اي باشد كه نوعي اهانت و تحقیر سایر ادیان در آن تلقي شود و در مخاطب نوعی حساسيت ايجاد نمايد. اصولا رویکرد کلی شما باید تمرکز بر تنوع و جامعیت آموزه های دین اسلام و دیگر نکات قوت این دین باشد نه نقاط ضعف و اشکالات دیگر ادیان و در این باره بهترین شیوه بدون بحث و جدال ارائه کتاب چه های مختصر در مورد اسلام و بزرگان این دین و آموزه های آن خواهد بود.
در عين حال كيفيت دقيق و زمان لازم براي طي اين مراحل با توجه به احوالات و ميزان پذيرش فرد مقابل و ميزان اعتماد ايشان به شما ،متفاوت خواهد بود، در نهايت به اين نكته همواره در مواجهات خود با ايشان توجه داشته باشيد كه اصل هدایت تنها به دست خدای متعال است. وظیفه ما در این زمینه تنها ارائه دین به صورت صحیح و مطابق با موازین می باشد. آماده سازی قلوب نسبت به ایمان و پذیرش آن ، امری است که از دست انسان خارج است و مختص به خدای متعال می باشد. حتی خود پیامبران الهي نيز در آن حقيقتا جز فراهم نمودن زمينه مناسب نقشي نداشتند. (۲)

پي نوشت ها:
۱. علامه مجلسي، بحارالانوار، الوفاء بيروت، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص ۱۹۸.
۲. بقره (۲) ، آیه ۲۷۲؛ رعد (۱۳) ، آیه ۲۷؛ نحل (۱۶)، آیه ۳۷و ۹۳؛ حج(۲۲)، آیه ۱۶.


پاسخ شماره 2
باید در نظر داشت که هدایت انسانها به دست خداوند است و ما جز وسیله‌ای برای رساندن پیام الهی به گوش آنها، نیستیم چرا که خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرماید:«هدایت آنان برعهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند.»(۱)
وانگهی باید به این مطلب توجه اشت که تبلیغ و ارشاد، یک روش و ضابطه‌ی کلی ندارد که در چهارچوب آن بتوان تمام افراد را در هر زمان و هر مکان ارشاد و به تبلیغ دین در آن چارچوب پرداخت. چرا که روش ارشاد و تبلیغ با توجه روحیات مختلف افراد و موطن و آداب و رسوم اجتماعی که در آن زندگی می‌کند فرق می‌کند و به همین خاطر است که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم»(۲) این کلام وحی بیانگر این واقعیت است که روش تبلیغ برای هر قومی اختصاصی است چرا که روحیات و آداب و رسوم آنها متفاوت است.البته این زبان که اینجا میگوید منظور همه زبانهاست که زبان کلامی ، زبان بدن ، زبان اجتماعی و زبان عرفی و . . .  از جمله آنهاست
نکته دیگری که باید بدان توجه کرد این مطلب است که در تبلیغ نباید انتظار داشته باشیم که طرف مقابل حتماً صحبت و عقیده ما را قبول کند یا به عبارت دیگر عقیدة خود را بر دیگران تحمیل نکنیم و اجازه دهیم تا آنها خود انتخاب کنند.

پس چگونه باید به تبلیغ دین پرداخت؟

بهترین استاد و الگوی ما در طریق و روش هدایت انسانها آیات قرآن‌کریم و سیرة پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ می‌باشد.
قرآن کریم برای هدایت انسانها چهار دستورالعمل مهم برای ما ارائه کرده است که با عمل به آنها می‌‌توان سریع‌تر و صحیح‌تر و بی‌دردسرتر به مقصد برسیم.
و اما آن دستورات عبارتند از:

اول آنکه: رفتارمان با مردم سخت‌گیرانه نباشد و با آنها مدارا کنیم و عذرشان را بپذیریم و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها چیزی نخواهیم.(۳)
بدیهی است که اگر شخصی که می‌خواهد دیگران را هدایت کند، انسان سختگیری باشد به زودی جمعیت از اطراف او پراکنده می‌شوند و نفوذ خود را در قلوب از دست خواهد داد، همانطور که قرآن کریم خطاب به پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:«اگر سختگیر و بداخلاق و سنگ‌دل بودی به طور مسلم از گرد تو پراکنده می‌شدند.»(۴)

دوم آنکه: «مردم را به کارهای نیک و آنچه عقل و خرد شایسته می‌دانند و خداوند آنها را نیک معرفی کرده است دعوت کنیم و در گفتن حقایق کوتاهی نکنیم.»(۵)

سوم آنکه: «در برابر جاهلان صبور و بردبار باشیم و با آنها ستیزه نکنیم یعنی با آنها به بحث و جدل بیهوده نپردازیم چرا که در هنگام مواجه با افراد لجوج و جاهل و بی‌خبر و افرادی که سطح اخلاقی پایینی دارند بهترین کار تحمل و حوصله به خرج دادن است نه گلاویز شدن با آنها و تجربه نشان داده که برای بیدار ساختن افراد لجوج و متعصب این بهترین کار می‌باشد.»(۶)

چهارم آنکه: «پیش از آنکه بخواهیم مردم را با سخن گفتن و صحبت کردن راهنمایی کنیم، سعی کنیم آنها را با اعمال و رفتار خود به راه مستقیم و دین مبین اسلام هدایت کنیم همچنان که در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است مردم را با عمل خود، به نیکی‌ها دعوت کنید نه با زبان خود.
تأثیر عمیق دعوت عملی از اینجا سرچشمه می‌گیرد که هرگاه شنونده بداند گوینده از دل سخن می‌گوید و به گفته خویش ایمان صد در صد دارد، گوش جان خود را به روی سخنانش می‌گشاید و سخن که از دل برخیزد بر دل می‌نشیند و در جان اثر می‌گذارد. و بهترین نشانة ایمان گوینده به سخنش این است که خود قبل از دیگران عمل کند همان‌گونه که علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: ای مردم به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی تشویق نمی‌کنم مگر آنکه قبلاً خودم آن را انجام می‌دهم و از هیچ کار خلافی باز نمی‌دارم مگر اینکه پیش از شما از آن دوری جسته‌ام.»(۷)
هنگامی که این مواردرعایت شود ممکن است توجه یک مسیحی و یا هر کسی دیگر جلب گردیده و راه هدایت بر رویش باز شود.
پاورقی:
۱. بقره، ۲۷۲، لیس علیک هداهم و لکن الله یهدی من یشاء.
۲. ابراهیم، ۴.
۳. برگرفته شده از تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۶۲، ذیل آیات ۲۰۳-۱۹۹ سوره اعراف.
۴. آل عمران، ۱۵۹.
۵. برگرفته شده از تفسیر نمونه، ج۷، ص ۶۲ و ۶۳، ذیل آیات ۲۰۳-۱۹۹ اعراف.
۶. همان.
۷. برگرفته از تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۲۱۵، ذیل آیات ۴۴ تا ۴۶ بقره.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید