چند سوال!

چرا برخی کشورهای غیراسلامی پیشرفته هستند؟
چرا ما  نتوانستیم مانند غرب در تکنولوژی پیشرفت کنیم؟
آیا عامل عقب افتادن ما، اسلام و عامل پیشرفت غرب، کنارگذاشتن دین است؟

یک جواب!
دو عامل اساسی باعث شد ما مانند غرب پیشرفت نکنیم:
۱) تنبلی و سستی و جدی نبودن در کار:
خداوند سیستم دنیا را به گونه ای برنامه ریزی کرده است که هر انسانی در هر راهی تلاش کند به نتیجه می رسد.
اینکه انسان با چه هدفی، با چه قصد و غرض و نیتی تلاش می کند، به ارتباط بین خدا و بنده بر می گردد. اما شکی در این نیست که همه تلاشها بالاخره یک نتیجه ای دارد.
خداوند در قرآن می فرماید: « أَنِّي لا أُضيعُ‏ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏» (آل عمران، ۱۹۵)
بدرستی که من عمل هیچ عمل کننده ای را از بین نمی برم چه زن باشد چه مرد )،خداوند در این جا نتیجه دار بودن عمل را منوط به تقوا یا نیت یا هر چیز دیگری نکرده است بلکه مطلق گفته ؛ هر که می خواهد باشد. مانند چک حامل که همه می توانند آن را نقد کنند. مسلمان باشند یا کافر، غنی باشد یا فقیر؛ این عامل هم همین ویژگی را دارد. تاریخ نشان می دهد مادامی که مسلمانان به دین خود عمل می نمودند و با جدیت و پشتکار، در پی تحصیل علوم بودند، پیشرفتهای زیادی داشتند. به گونه ای که به اذعان دانشمندان و مورخین بسیاری، غرب، دانش امروز خود را مدیون تلاش دانشمندان مسلمان در قرون گذشته است. به عنوان نمونه می توان به ابوعلی سینا اشاره کرد که کتاب های وی در زمینه طب، هنوز در کشورهای غربی تدریس می شود. ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و ... اینان از جمله دانشمندانی هستند که مسلمان بوده و با پشتکار و جدیت در تحصیل جزء چهره های مشهور شده اند.
گستاولوبون درباره مهارت مسلمین در فنون مختلف می نویسد: «فن دارو سازی از اختراعات مسلمانان است و همچنین در علم کیمیاگری و مهارتی که در فن رنگسازی، استخراج فلزات، ساختن فولاد، چرم سازی و غیره دارند به خوبی پایه معلوماتشان معلوم می شود.» (اعترافات جلد۱، ص ۳۰۱)
اما مدتی است که مسلمانان اغلب تنبلی پیشه کرده اند و آنطور که باید تلاش نمی کنند.
لرد هدلی (محقق و نویسنده انگلیسی) می نویسد: «سقوط ملل مسلمان بر اثر اعمال خود آنهاست. اینان اگر اوامر الهی را رعایت کنند همه عناصر سقوط را محو می کنند.» (اعترافات، جلد ۱، ص۵۳) همچنین استاد سنایس انگلیسی می گوید: «اگر مسلمانها چنانکه سزاوار است به آن (قرآن) متمسک شوند و به تعالیم و احکامش عمل کنند، امروز نیز آقای همه جهانیان و عموم اقوام و ملل خواهند شد، همچنان که در گذشته بودند.» (اعترافات، جلد۱، ص ۷۱)   
در عصر حاضر نیز بسیاری از دانشمندان غربی با استناد به روایات اسلامی پیشرفت می کنند و معماهای بزرگ علمی خود را با استفاده از مبانی اسلام حل می کنند!
به عنوان نمونه:
الف) در اواخر عمر دانشمند نامي، لويي پاستور مجلس بزرگداشتی به منظور تجليل از مقام علمي و خدمات ارزنده ايشان ترتيب دادند و هر کس به نوعی علاقه خود را از طریقی به ایشان نشان داد ؛ يکي از طريق مقاله، ديگري از راه شعر و آن يکي از طريق دکلمه و...، در لحظات پاياني مجلس براي تشکر متقابل، آقاي پاستور، پشت تريبون قرار گرفت و با اقدامي صادقانه و بسيار شجاعانه افتخاري ديگر بر افتخارات ارزشمند خود افزود، او گفت: آقايان و خانمها از همه شما سپاسگزارم، شما براي تجليل از مقام علم در اينجا گرد هم آمده‏ايد اما توجه نماييد که کاشف ميکرب من نيستم ؛ و ادامه داد من روزي به صحيفه سجاديه علي بن الحسين سلام الله علیهما نگاه مي‏کردم رسيدم به اين جمله که: «اللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِيَاهَهُمْ بِالْوَبَاء» خدايا آب شرب ( دشمنان مسلمانان ) را با بيماري «وبا» بياميز. (الصحيفة السجادية ، نیایش ۲۷، ص۱۳۰)
آبي که من مي‏شناختم H۲O بود ، اکسيژن و ئيدروژن با ترکيبي خاص. از خود پرسيدم اين وبا چيست؟ با همين انگيزه به سراغ آب رفتم و با چشم مسلح آن را مورد مطالعه قرار دادم ديدم موجودات زنده‏اي درون آب است که هر چه بر ميزان ناصافي آب افزوده شود آنها زيادتر مي‏شوند و اسم آن موجودات زنده را ميکرب گذاشتم و ليکن حضرت علي بن الحسين سلام الله علیهما از مجموع ميکربها نوع خاصي را انتخاب کرده و از خداوند خواست در آب دشمنان بياميزد. و اگر کسي کل را نشناسد نمي‏توان جزء را انتخاب نمايد پس کاشف ميکروب حضرت علي بن الحسين سلام الله علیهما است.  (تاریخ ادبیات ادوارد براون . ج۲)

ب) چند سال پیش ، جراید آمریکا اعلام کردند که هر کس فرق عمومی بین حیواناتی را که تخم می گذارند و حیواناتی که بچه می آورند (بطوری که هر گاه به حیوانی که قبلاً او را ندیده ، تا نگاه کند از همین فرق و امتیاز ، درک کند که آن حیوان تخم گذار است یا بچه را ) برای ما بنویسد ، فلان و فلان مبلغ جایزه دارد
در این باره دانشمندان و متفکران ، وقتها صرف کردند ، اندیشه ها نمودند ، آزمایشها و تفحصهای عمیقی کردند ولی نتیجه ای نگرفتند
تا آنکه یک دانشجو از دانشگاه «الازهر » مصربرای آمریکا این مطلب را نوشت : « شیعیان که یکی از فرق مسلمانان هستند ، امامی دارند به نام « علی بن ابیطالب » که معارف خود را از این امام گرفته اند . این فرقه ، دانشمند بزرگی دارند بنام « مجلسی » در کتاب خود که بحارالانوار نام دارد نقل می کند که:
(حضرت)علی ( علیه السلام )به باغی آمد ، دید زنی حیواناتی را ورانداز و مورد نظر قرار داده و در این باره در صدد حل معمایی است . (حضرت) به او فرمود : برای چه منظور در حال تفحص و کنجکاوی هستی؟
آن زن در جواب عرض کرد : پیرامون این موضوع کنجکاوی می کنم که کدام یک از حیوانات تخم می گذارند و کدام بچه می زایند . آیا بین این دو نوع حیوان علامتی هست که بوسیله آن آنها را بشناسم ؟
(حضرت)علی ( علیه السلام ) فرمود : آن حیواناتی که گوش آنها به سرشان چسبیده و برآمده نیست ، تخم گذارند و آنهایی که گوششان از سرشان برآمده است ، باردار می شوند و بچه می زایند
این دانشجو همین مطلب را در نامه ای نوشت و به آمریکا فرستاد .دانشمندان آمریکایی پس از دقت به این نتیجه رسیدند که او جواب کاملاًدرستی نوشته است و به او جایزه معهود را دادند    
متن روایت : لیس شیءٌ یغیبُ اُذُناه اِلّا و هو یبیض و لیس شیءٌ یظهر اُذناه الا و هُو یلد
هیچ حیوانی گوشش غایب نشد مگر تخم گذار بود و هیچ حیوانی گوشش نمایان نشد مگر به جهت بچه زایی(سفینه البحار جلد ۳ صفحه ۲۵۷)
مهمتر اینکه دانشمندان غربی خود اذعان دارند به اینکه علوم خود را از مسلمانان گرفته اند:
۲) روحیه صلح طلبی و نوع دوستی و البته این روحیه برگرفته از اسلام است!
دومین عاملی که باعث شد ما مسلمانان، به اندازه غرب پیشرفت نکنیم روحیه صلح طلبی است. کشوری مانند آمریکا را در نظر بگیرید. این کشور ۴۰۰ سال است که به وجود آمده است. اما در این فرصت کم چقدر پیشرفت کرده است!
آنچه از ابتدای به وجود آمدن کشور آمریکا، اتفاق افتاد اشغال زمینهای بومیان، به بردگی گرفتن و اسارت آفریقائی ها و بیگاری کشیدن از آنها برای شهرسازی، کشاورزی و صنعت بود که همه اینها با استعمار و ظلم و کشتار بدست آمده. به طوری که ۱۱۲ میلیون نفر سرخپوست، توسط وحشیان آمریکایی که خود را متمدن می نامیدند کشته شدند.
تکنولوژی که در آمریکا مشاهده می کنید فقط ناشی از سعی و تلاش مردم آمریکا نیست! کسانی که در امریکا زندگی می کنند بیشتر مهاجر هستند. این کشور را مهجرینی ساختند که از کشورهای دیگر به انجا آورده شده بودند بومیان امریکایی در این کار نقشی نداشتند. سیاهان آمریکا هم آفریقائی تبار هستند.
سردمداران امریکا به دنبال منفعت هستند. لذا در کشورشان آزادی هائی را به مردم می دهند تا آنها را جذب کنند. و از آنها برای پیشرفت خود استفاده کنند. علاوه بر این که وجود چنین آزادی هائی باعث می شود مردم به خود سرگرم بوده و به این آسانی به حکومت و استفاده های ابزاری که از آنها می شود اعتراض نکنند.
لذا ملاک آمریکا در دوستی و دشمنی با مردمش ، منفعت است. ایرانی که به آمریکا منفعت برساند خوب است. اما ایرانی که به آمریکا منفعت نرساند باید تحریم شود. یکی از کارهایی که اخیرا در آمریکا انجام می شود این است که رئیس جمهور آمریکا به زبان فارسی عید نوروز را به ایرانیان تبریک می گویند. اما چرا؟ چون منفعت اقتضاء می کند. آنها عاشق سینه چاک ایران نیستند. آنها ایرانی را می خواهند که بتوانند نفت و معادن آن را غارت کنند. اینکه ایران بشود حیاط خلوت آنها.
تفاوت جایگاه انسان در سیستم غرب و اسلام
غرب به انسانها، ایده ها و تفکرات آنها ارزشی نمی دهد. انسان، افراد یک جامعه لیبرالی ، جزئیات و اجزاء یک ماشین هستند. هدف این است که سیستم به منفعت خودش دست پیدا کند. جایگاه یک انسان در چنین سیستمی، همچون چرخ دنده ساعت است که باید کار خودش را روی یک مدار مشخص انجام دهد و این فرد، انسان هنجار و درستی است. ظاهرا این فرد، یک انسان وظیفه شناس است. خوب کار می کند. سر وقت حاضر می شود.  حال آنکه اینطور برنامه ریزی شده است. اگر این فرد غیر از این رفتار کند مثل این است که یک چرخ دنده ساعت، خلاف آن سیستم عمل کند. کاملا مشخص است که او کم کاری کرده است. پس او را می گیرند و از سیستم اخراج می کنند. چرا که وجود او دیگر به نفع سیستم نیست.
اما اسلام می گوید شما باید وقت را رعایت کنید. باید به عهدتان وفا کنید. باید کاری را که به عهده گرفتید درست انجام دهید، به صورت نصیحت گونه، انسان وار و نه حیوانی. اسلام می خواهد انسان خودش به سمت خوبی ها بیاید و این یعنی رشد انسان. یعنی انسان در حالتی که می تواند خلاف کند، خلاف نکند، در حالی که امکان کم کاری وجود دارد، کم کاری نکند و ...
اما در غرب به محض اینکه منافع ایجاب کند فردی در سیستم نباشد باید حذف شود. و این برگرفته از مبانی اقتصادی جامعه لیبرالی حاکم بر دنیاست. اصلا مسئله این نیست که مثلا چون فرد به جامعه و تربیت جامعه لطمه می زند و جامعه انسانی را به چالش می کشد حذف شود. نه، دلیل حذف آن ناسازگار بودن آن فرد با منافع مادی آن جامعه است.
قوانین غرب ، تماما دنیایی است. به خاطر همین دموکراسی دارند. دموکراسی دارند چون جامعه این را می خواهد. اگر می خواهی جامعه بر علیه دولت لیبرال اقدامی نکند باید جامعه را در رسیدن به خواسته هایش آزاد بگذاری. و این یکی از اصلی ترین دلایل گسترش دموکراسی است.  چرا که می خواهند جامعه را اداره کنند. هر آنچه اکثریت جامعه خواستند هنجار شناخته می شود؛ نه اینکه چیزی به عنوان هنجار یا ناهنجار به عنوان یک اصل وجود داشته باشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید